بحث روايتى ديگر
در اين بحث پاره اى از روايات را كه در معناى رؤيت قلب از ائمه اهل بيت ( ع ) وارد شده نقل مىكنيم .
مرحوم صدوق در كتاب توحيد و امالى به سند خود از حضرت رضا ( ع ) روايت كرده كه در ضمن خطبه اى از خطبه هاى خود فرمود : خداوند يگانه است اما نه يگانه عددى ، و او ظاهر است ، اما ظهورش مانند ظهور ساير موجودات نيست كه ما به مباشرت خود آنها را مىبينيم ، و او متجلى است ، اما تجليش مانند تجلى و طلوع خورشيد و ماه نيست تا در انتظار طلوعش به جستجو بر آييم ، و او باطن است اما باطن بودنش مانند غروب آفتاب و يا غيبت ساير موجودات به مفارقت و جدا شدن نيست « 1 » .
مؤلف : داستان تجلى دائمى خداى تعالى براى تمامى موجودات و مخلوقات خود در كلمات امير المؤمنين و ساير ائمه ( ع ) مكرر آمده ، و ما در مباحث توحيد در ذيل آيه « لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّه ثالِثُ ثَلاثَةٍ » « 2 » پاره اى از آن كلمات را ايراد نموديم .
و نيز در كتاب توحيد به سند خود از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در ضمن مطالبى كه در باره توحيد ايراد نموده چنين فرموده است : خداى تعالى واحد و صمد است ، ازلى و صمدى است ، او را ظلى نيست تا نگاهش بدارد ، بلكه او است كه هر چيزى را به ظلش نگاه مىدارد ، او عارف به هر مجهول و خودش معروف در نزد هر جاهل است نه او در خلق خويش است و نه خلقش در او است « 3 » .
مؤلف : ظاهر اينكه فرمود : « معروف در نزد هر جاهل است » اين است كه او را در نزد مخلوقاتش معرفتى است كه هيچگاه دستخوش غفلت نمىشود ، و در پس پرده جهل قرار نمىگيرد ، بخلاف معرفتى كه از طريق استدلال حاصل مىشود ، و در نتيجه وقتى صورت برهان از صفحه ذهن محو شود معرفت نيز از بين مىرود ، اين در صورتى است كه مقصود از جمله مذكور اين باشد كه انسان در باره هر چيز جاهل باشد نسبت به پروردگارش جاهل نيست ،
هامش
( 1 ) التوحيد ، ص 37 ح 2 و امالى
( 2 ) سوره مائده آيه 73
( 3 ) التوحيد ص 57 ح 15