و اگر كسى بگويد : دست از ظاهر آيه برداشتن و آن را حمل بر جهت تكوين نمودن باعث متشابه بودن ساير آيات قرآن است ، زيرا اگر جائز باشد اين آيه را حمل بر امور تكوينى كنيم جائز خواهد بود كه در ساير آيات قرآنى هم به تاويل بپردازيم ، و معلوم است كه چنين كارى سر از بطلان دين در مىآورد .
در جواب مىگوييم : ما تابع دليل هستيم هر جا دليل حكمى ، صراحت داشت در تشريعى بودن آن مانند ادله راجع به معارف اصولى دين و اعتقادات حق آن و همچنين مانند قصص انبيا و امم گذشته و دعوتهاى دينى آنان و نيز مانند آيات مربوط به شرايع و احكام فرعى دين و لوازم آن از قبيل ثواب و عقاب ، قبول مىكنيم ، و هر جا كه دليل ، چنين صراحتى نداشت و بر عكس شواهدى داشت بر اينكه مراد از امر و نهى و امتثال و عصيان و امثال آن امور تكوينى است ، و مستلزم انكار چيزى از ضروريات دين و مفاد آيات محكمه و يا سنت قائمه و يا برهان يقينى هم نبود البته از التزام به آن باك نخواهيم داشت .
در خاتمه اين بحث اين نكته را خاطر نشان مىسازيم كه استدلال ابليس و دليلى كه در مقام جواب آورد و گفت : * ( « أَنَا خَيْرٌ مِنْه خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ » ) * قياسى است ظنى كه به هيچ وجه قابل اعتنا نيست ، و ليكن مع ذلك مفسرين آن را مورد اعتنا قرار داده و هر يك به نحوى از آن جواب دادهاند . در وهن و بطلان آن همين بس كه پروردگار متعال اعتنايى به آن نفرموده ، و بطور صريح جوابى از آن نداده بلكه تنها وى را در استكبارى كه ورزيد با اينكه مقام او مقام انقياد و تذلل بوده مورد مؤاخذه قرار داده است ، و لذا چندان لازم به نظر نمىرسد كه وجوهى را كه مفسرين در جواب ابليس ذكر كردهاند در اينجا ايراد نموده و در آن بحث كنيم .
* ( « قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ » ) * « تكبر » عبارت است از اينكه كسى بخواهد خود را ما فوق ديگرى و بزرگتر از او جلوه دهد و لذا وقتى كسى در گفتار و رفتار خود قيافه بگيرد و بخواهد با تصنع در عمل و گفتار ، دل ديگران را مسخر خود نموده در دلها جا كند و بخواهد به ديگران بقبولاند كه او از آنان شريفتر و محترمتر است به چنين كسى مىگويند تكبر ورزيد ، و ديگران را خوار و كوچك شمرد . و از آنجايى كه هيچ موجودى از ناحيه خود داراى احترام و كرامتى نيست مگر اينكه خداى تعالى او را به شرافت و احترامى تشريف كرده باشد از اين جهت بايد گفت تكبر در غير خداى تعالى - هر كه باشد - صفت مذمومى است ، براى اينكه غير او هر كه باشد از ناحيه خودش جز فقر و مذلت چيزى ندارد . آرى ، خداى سبحان داراى كبريا است و تكبر از او پسنديده است .
بنا بر اين ، مىتوان گفت تكبر دو قسم است : يكى پسنديده و آن تكبر خداى تعالى است ، و يا