خود نشان مىدهد با ساير اجزاى عالم كه محيط به او است ارتباط كامل دارد ، بطورى كه اگر حركاتش صالح و سازگار با آن اجزاء و موجودات باشد آن موجودات نيز سازگار با او خواهند بود ، و بركات آسمان به سويش سرازير خواهد شد ، و اگر سازگار نباشد عالم نيز با او سازگارى نداشته و در نابود ساختن او سعى خواهد نمود ، مگر اينكه دست از گناه و فساد بردارد و گر نه به تدريج به تباهى خو گرفته و ناگهان همه اجزاى عالم در تباه ساختنش دست بهم داده و اثرى از وجودش باقى نمىگذارند ، و زمين را از لوث وجودش پاك مىكنند . آرى ، چگونه يك انسان مىتواند با رفتار خود در مقابل همه عالم كه او خود يكى از اجزاى آن است و به هيچ وجه از آن مستقل نيست معارضه نموده و شاخ و شانه بكشد و يا بخواهد با فكر خود بر سر دستگاه آفرينش شيره بمالد و حال آنكه فكر او مولود شرايط و قوانين كلىايست كه از جريان آفرينش گرفته شده است - دقت بفرماييد - .
اين مطلب همانطورى كه گفته شد حقيقتى است كه هم برهان و دليل مطابق آن است ، و هم قرآن آن را تصديق و بر آن تصريح نموده و مىفرمايد : « خداوند هر چيزى را كه آفريده اندازه گيرى دقيقى در خلقت آن به كار برده و آن را به سوى سعادتش راهنمايى كرده » و نيز مىفرمايد : « خداوند عالم را - كه يكى از اجزاى آن انسان است - بيهوده نيافريده ، بلكه هر چه را كه خلق كرده به اين منظور خلق كرده كه به درگاه او راه يافته و به سوى او بازگشت كند ، و براى هر مخلوقى سر منزل سعادتى معين كرده تا بر حسب فطرتش به آن سوى رانده شود ، و براى هر يك راه و روشى مقرر نموده كه اگر آن راه را سلوك كند به سعادت مقدرش مىرسد ، و اگر از آن راه منحرف شود و آن قدر بيراهه رود كه ديگر اميد برگشتن نداشته باشد نتيجه و هدف از خلقتش باطل گشته و عذاب خداوند بر او حتمى مىگردد » .
* ( « وَما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ . . . » ) *
بعضىها كلمه « باساء » را به بد حالى از نظر مال ، از قبيل فقر و ضررهاى مالى و كلمه « ضراء » را به بد حالى جانى از قبيل مرض و مانند آن معنا كردهاند و بعضى ديگر به عكس گفتهاند .
بعضى ديگر معانى ديگرى را در باره اين دو كلمه گفتهاند ، و بعضى گفتهاند : استعمال لفظ « باساء » بيشتر در بلياتى است كه مايه عبرت ديگران باشد ، هم چنان كه فرموده : « وَاللَّه أَشَدُّ بَأْساً وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا » « 1 » .
هامش
( 1 ) عذاب خداوند سختتر و عبرتانگيزتر است . سوره نساء آيه 83