علامتى ديگر از قبيل رو سفيدى و رو سياهى نشان كرده باشند تا هر كس بتواند از آن علامت پى به بهشتى بودن و يا دوزخى بودن اشخاص ببرد ، چون از آيه * ( « وَنادى أَصْحابُ الأَعْرافِ رِجالًا يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيماهُمْ قالُوا ما أَغْنى عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ أهؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللَّه بِرَحْمَةٍ » ) * استفاده مىشود كه اصحاب اعراف نه تنها از سيماى اشخاص كفر و ايمان و بهشتى بودن و دوزخى بودن آنان را درك مىكنند بلكه از قيافه ها به جميع خصوصيات احوال و اعمال آنان پى مىبرند ، حتى از ديدن سيماى شخص مىفهمند كه اين شخص از آنهايى است كه در دنيا همش همگى صرف جمعآورى مال دنيا مىشده ، و ناگفته پيدا است كه مردم مستضعف هرگز داراى چنين قدرتى نيستند .
دوم اينكه رجال اعراف هم با دوزخيان محاوره دارند و هم با بهشتيان ، محاوره آنان با اهل دوزخ به اين است كه آنان را كه همان پيشوايان كفر و ضلالت و طغيانند به احوال و اقوالشان بىپروا شماتت و سرزنش مىكنند . و محاوره آنان با اهل بهشت به اين است كه آنان را با تحيتهاى بهشتى درود مىگويند ، با اين حال و با اينكه به مقتضاى آيه « لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَه الرَّحْمنُ وَقالَ صَواباً » « 1 » مىدانيم كه در روز قيامت هر كسى مجاز به حرف زدن نيست ، و تنها بندگان حقگوى خدا حق تكلم را دارند ، چگونه مىتوان گفت مراد از رجال اعراف مردم مستضعفند ؟
سوم اينكه از سياق آيه بعد استفاده مىشود كه اصحاب اعراف آن قدر مقامشان بلند است كه سلامشان به اهل بهشت باعث ايمنى آنان مىشود ، و به فرمان آنها وارد بهشت مىشوند ، چنين مقامى چطور ممكن است براى مستضعفين دست دهد ؟
چهارم اينكه آيات كريمه اى كه جاى اين رجال و مقام و منزلتشان و محاوره آنها با اصحاب جنت و اصحاب جهنم را بيان مىكند هيچگونه قلق و اضطرابى در باره ايشان نشان نمىدهد و ايشان را اصلا داخل در محضرين ( احضار شدگان ) و در هول و فزعى كه دارند نمىداند ، بلكه مىفرمايد : « فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّه الْمُخْلَصِينَ » « 2 » و بندگان مخلص خود را از حكم كلى احضار و هر گرفتارى و هول ديگرى استثنا مىكند و از اينكه در جمله * ( « وَإِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ تِلْقاءَ أَصْحابِ النَّارِ قالُوا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » ) * دعايشان را
هامش
( 1 ) كسى سخنى نگويد مگر آن كس كه خداى رحمان اجازه اش دهد و صواب بگويد . سوره نبا آيه 38
( 2 ) سوره صافات آيه 128