براى پروردگار خويش همتا مىگيرند پيروى مكن ( 150 ) .
بيان آيات
اين آيات عليه مشركين در باره عده اى از احكام حلال و حرام كه در خوردنيها ميان مشركين داير بوده احتجاج نموده حكم خدا را در آنها بيان مىكند .
* ( « وَجَعَلُوا لِلَّه مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعامِ نَصِيباً . . . » ) *
كلمه « ذرء » به معناى ايجاد بر وجه اختراع است ، و گويا معناى اصليش ظهور بوده . و كلمه « حرث » به معناى زراعت است . و اينكه فرمود : « بزعمهم : به خيالشان » يك نوع تنزيه است و معناى « سبحانه » را كه در آيه « وَقالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَه » « 1 » است افاده مىكند ، و « زعم » در لغت عرب به معناى اعتقاد است ، و ليكن غالبا در اعتقاداتى استعمال مىشود كه مطابق با واقع نباشد .
و اگر در جمله * ( « وَهذا لِشُرَكائِنا » ) * ، شركا را به مشركين نسبت داده براى اين است كه قائلين به شركا همان مشركين بودند ، ايشان چنين خدايانى را اثبات نموده به آنها اعتقاد مىورزيدند ، پس اين اطلاق نظير « ائمة الكفر و ائمتهم و اولياؤهم » است .
بعضى ديگر گفتهاند : اطلاق مزبور از اين باب نيست ، بلكه از اين جهت است كه مشركين خدايان خود را شريك در اموال خود مىدانستند ، و مقدارى از اموال خود را در راه آنها خرج مىكردند .
به هر تقدير ، مجموع دو جمله مورد بحث يعنى جمله : * ( « هذا لِلَّه بِزَعْمِهِمْ » ) * و جمله * ( « هذا لِشُرَكائِنا » ) * از باب تفريع تفصيل بر اجمال است ، قبلا بطور اجمال فرموده بود : « از آفريده هاى خدا بهره و سهمى براى خدا قرار دادند » و سپس آن را تفسير نموده و بطور تفصيل فرمود : « پس گفتند : اين براى خداى عالم و اين براى خدايان ما » و بدين وسيله زمينه را براى بيان حكم ديگرى نيز فراهم نمود ، و آن حكم اين بود كه مىگفتند : « آنچه كه سهم شركا است به خدا عايد نمىشود ، و ليكن آنچه كه سهم خدا است به شركا هم مىرسد » .
و چون اين حكم علاوه بر اينكه از اصل باطل و افتراى به خدا است توهين به خداى تعالى و ساحت او را كوچكتر از جانب بتها دانستن است ، لذا خداى تعالى با جمله * ( « ساءَ ما يَحْكُمُونَ » ) * آن را تقبيح فرمود .
هامش
( 1 ) و گفتند : رحمان فرزند اتخاذ كرده ، منزه است خدا . سوره انبيا آيه 26