شده ، و معناى آيه اين است كه : براى هر يك از دو طايفه جن و انس درجاتى است از عمل ، چون اعمال مختلف است و اختلاف اعمال باعث اختلاف درجات صاحبان اعمال است ، و خداوند از آنچه كه اين دو طايفه مىكنند غافل نيست .
* ( « وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ . . . » ) *
اين جمله بيان عامى است براى نفى جميع انحاى ظلم در خلقت از خداوند . توضيح اينكه : ظلم كه عبارت است از به كار بستن چيزى در غير موردش و به عبارت ديگر تباه ساختن حقى ، پيوسته براى يكى از دو منظور انجام مىگيرد : يا براى احتياجى است كه ظالم به وجهى از وجوه داشته و با ظلم ، آن احتياج را رفع مىكند ، مثلا نفعى كه يا خودش و يا دوستش به آن محتاج است به دست مىآورد ، و يا بدان وسيله ضررى از خودش و يا از كسى كه دوستش مىدارد دفع مىكند . و يا به خاطر شقاوت و قساوت قلبى است كه دارد ، و از رنج مظلوم و مصيبت او متاثر نمىشود . و خداى سبحان از اين هر دو صفت زشت منزه است نه احتياج به ظلم دارد چون غنى بالذات است ، و نه شقاوت و قساوت دارد چون داراى رحمت مطلقى است كه همه موجودات هر كدام به مقدار قابليت و لياقت خود از رحمت او متنعمند ، پس او به احدى ظلم نمىكند ، اين است آن معنايى كه جمله : * ( « وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ » ) * بر آن دلالت مىكند ، پس معناى آيه اين شد كه : پروردگار تو آن كسى است كه متصف است به غناى مطلقى كه آميخته به فقر و احتياج نيست و نيز متصف است به رحمت مطلقى كه تمامى موجودات را فرا گرفته است .
و مقتضاى آن اين است كه او به ملاك غنايى كه دارد مىتواند همه شما را از بين برده و به ملاك رحمتش هر مخلوق ديگرى را كه بخواهد بجاى شما بنشاند ، هم چنان كه به رحمتش شما را از ذريه قوم ديگرى آفريد و آن قوم را به ملاك غنايى كه از آنان داشت از بين برد و منقرض ساخت . و در اينكه فرمود : « ما يشاء : هر چه را بخواهد » و نفرمود : « من يشاء : هر كه را بخواهد » اشاره است به سعه قدرت او .
* ( « إِنَّ ما تُوعَدُونَ لآتٍ وَما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ » ) * يعنى امر خدا در باره بعث و جزا كه همان وعده هاى از طريق وحى است آمدنى و محقق شدنى است و شما عاجز كننده خدا نيستيد تا او را از تحقق دادن امرش مانع شويد .
بنا بر اين ، جمله مورد بحث تاكيد آن وعده و وعيدى است كه در جملات قبل بود .
* ( « قُلْ يا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ إِنِّي عامِلٌ . . . » ) *
« مكانت » به معناى منزلت و آن حالتى است كه صاحب منزلت در آن حال به سر