تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
وجود ندارد . و اين حقيقت سزاوارتر است به اينكه اسم حيات و زندگى بر آن گذاشته شود تا آن حقيقتى كه در ديگر مردم است ، و آن را در مقابل حيات نباتى حيات و زندگى حيوانى مىناميم . پس اينكه در آيه مورد بحث فرمود : * ( « أوَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناه » ) * معنايش اين مىشود : « آيا كسى كه از ناحيه نفس خود گمراه و فاقد هدايت است و يا مدتى كافر بوده - و اين خود نوعى مرگ است - و خداوند او را به حيات ايمان و هدايت زنده كرده و براى او نور يعنى علمى كه زاييده ايمان است قرار داده مثل كسى است كه به گمراهى ذاتى و يا به گمراهى سابق خود باقى است ؟ » و اينكه گفتيم « نور » به معناى آن علمى است كه از ايمان متولد مىشود شاهدش روايتى است كه شيعه و سنى آن را از رسول خدا ( ص ) نقل كرده‌اند كه فرمود : « هر كه عمل كند به آنچه كه عالم به آن است خداوند علم به آنچه را هم كه نمىداند روزيش نموده آنچه را هم كه نمىدانست به او ياد مىدهد » جهت اين مطلب روشن است ، زيرا وقتى روح ايمان در دل كسى جايگير شد عقايد و اعمال او هم عوض شده به صورتى كه مناسب با ايمان باشد در مىآيد ، عينا مانند ملكات نفسانى از قبيل فضايل و رذايل كه وقتى در نفس پيدا شد رنگ اعمال را هم مناسب با خود مىسازد . بعضى ديگر از مفسرين در معناى آيه گفته‌اند : مراد از « نور » ايمان و يا قرآن است . و اين معنا از سياق آيه به دور است . به هر حال ، يكى از آثار اين نور را دين شمرده كه مؤمن داراى اين نور در مسير زندگى اجتماعى كه مسير تاريك و پرتگاه عجيبى است راه خود را پيدا نموده ، از اعمال ، آن عملى را انجام مىدهد كه در سعادت زندگيش نافع باشد ، و آن كارهايى كه برايش ضرر دارد نمىكند . وقتى حال مؤمن چنين باشد آيا او مثل كسى است كه در ظلمتهاى گمراهى و نداشتن نور ايمان به سر برده و از آن بيرون شدنى نيست ؟ هرگز مثل او نيست ، براى اينكه مرگ هيچوقت اثر زندگى را ندارد ، پس نبايد اميدوار بود كه كافر در عين كفرش به سوى اعمالى كه نافع براى آخرتش باشد هدايت شود . پس ، از آنچه گفته شد روشن گرديد كه جمله * ( « كَمَنْ مَثَلُه فِي الظُّلُماتِ . . . » ) * در تقدير : « هو فى الظلمات ليس بخارج منها » بوده ، و مبتدايى كه همان ضمير « هو » باشد حذف شده و ضمير مزبور ضمير موصول ( من ) و عايد به آن است . بعضىها گفته‌اند : تقديرش « كمن مثله مثل من هو فى الظلمات » بوده ، و اين حرف جز كثرت تقدير عيب ديگرى ندارد . * ( « كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » ) * از ظاهر سياق صدر آيه چنين برمىآيد كه تشبيه « كذلك » از قبيل تشبيه فرع به اصل و