مىكند كه از ناحيه خودش تقاضاى هدايت داشته باشد ، و به آن كسى رحم مىكند كه از او رحم بخواهد ، و اما كسى كه از هدايت و رحم او اعراض مىكند او را هدايت ننموده ترحم نمىكند .
البته هدايت به معناى نشان دادن راه شامل هدايت همه افراد انسان مىشود ، و ليكن هدايت به معناى رسانيدن به مطلوب مختص كسانى است كه در صدد تحصيل آن برآمده بخواهند از اين موهبت الهى بهره مند شوند ، و با فسق و فجور و كفر و عناد راه خود را منحرف نسازند ، چنين كسانى به پاكيزه ترين زندگانى زنده خواهند شد ، و اما آنان كه پيرو هواى نفس خويشند و با حق دشمنى نموده ، و خود را بزرگتر از خدا پنداشته ، با خدا مكر و به آيات خدا استهزا مىكنند چنين كسانى را خداوند از رسيدن به مطلوب كه همان سعادت زندگى است محروم نموده ، آنان را در عين داشتن علم به عواقب كار خويش دچار شقاوت و ضلالت مىكند و دلهايشان را به كفر مهر مىكند تا براى هميشه روى نجات نبينند .
اين است سنت پروردگار در نظام تشريع ، و اگر اينطور نبود قطعا نظام اسباب و قانون عليت و معلوليت باطل گشته و جاى خود را به گزاف و هرج و مرج مىداد ، مصالح و حكم و هدفها لغو مىشد ، و فساد اين نظام به نظام تكوين هم سرايت نموده آن را نيز باطل مىكرد ، براى اينكه برگشت تشريع بالأخره به تكوين است ، اگر فساد در اين رخنه كند قطعا به آن نيز سرايت مىكند .
مثلا اگر چنانچه خداوند كفار را طورى مىآفريد كه به اضطرار مجبور به قبول ايمان مىبودند و راه ديگرى جز اين نبود تا بدان راه بيفتند انسان هرگز در دو راهى ايمان و كفر قرار نمىگرفت ، و اختيارى كه وسيله تحصيل ايمان است باطل شده نيك و بد از بين مىرفت و همه افراد بشر كامل و بدون نقص مىشدند ، و همه در قرب پروردگار و داشتن كرامت يكسان مىگرديدند ، و معلوم است كه در چنين فرضى ديگر معنايى براى دعوت انبيا و تربيت و تكميل نمىماند ، و از طرفى اختلاف مراتب استعدادها و اختلاف اعمال و احوال و ملكات از بين مىرفت ، و در نتيجه نظام انسانى و نظامى كه به آن احاطه داشته و در آن كار مىكند به نظام ديگرى متبدل مىشد كه در آن نه از انسانى خبرى بود نه از درك و شعور خاص انسانى - دقت فرمائيد - .
از اين بيان به دست آمد كه در تفسير آيه مورد بحث هيچ احتياج و اجبارى در كار نيست كه آن را بر ايمان اضطرارى حمل نموده و بگوييم مراد از آن اين است كه « اگر خدا بخواهد مىتواند به قهر و اجبار آنان را وادار به ترك شرك كند » ، چون غير اين را هم مىتوان