تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
باشند » و در نتيجه شنونده خيال كند كه خداوند طريقه و كيش بتپرستان را امضا و صحه گذارده است ، لذا بين آن دو جمله فاصله انداخته ، بعد از جمله اول فرموده : * ( « لا إِله إِلَّا هُوَ » ) * تا هم توهم مزبور را دفع كند و هم در نتيجه جمله « و اعرض » معناى مورد نظر را برساند . و آن معنا اين است كه : تو آنچه را به سويت وحى شده و پروردگارت با وحى آنها تو را مورد عنايت بالغه و رحمت خاصه خود قرار داده پيروى كن ، و از اين مشركين اعراض نما ، البته نه به اينكه كارى به كار آنان نداشته باشى و بگذارى بتهاى خود را بپرستند ، و به عمل ناشايستشان راضى باشى تا در نتيجه بتپرستى آنان را امضا كرده باشى ، چون معبود يكى است و او همان پروردگار تو است كه به سويت وحى فرستاده ، معبود ديگرى جز او نيست ، بلكه به اينكه از آنان اعراض نموده و خود را در تحميل دين توحيد بر آنان به زحمت نيندازى ، و خلاصه تو مامور به تكليفى كه فوق طاقتت باشد نيستى ، وظيفه تو تنها ابلاغ رسالت است ، نه اينكه حفيظ و وكيل آنان باشى ، حفيظ و وكيل آنان خدا است ، و خداوند مشيتش تعلق نگرفته كه ايشان موفق به دين توحيد شوند ، چون اگر مشيتش تعلق گرفته بود هرگز شرك نمىورزيدند ، آرى ، خداوند ايشان را به خودشان واگذاشته كه در همان ضلالت باقى بمانند ، چون از حق اعراض و از خضوع در برابر حقيقت استكبار كردند . * ( « وَلَوْ شاءَ اللَّه ما أَشْرَكُوا وَما جَعَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً وَما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ » ) * اين آيه تسليت مىدهد رسول خدا ( ص ) را به اينكه از شرك مشركين و اينكه مىبيند زحماتش در باره هدايت آنان به جايى نمىرسد اندوهناك نشود ، چون هدايت و ضلالت ايشان به مشيت خداى تعالى بستگى دارد و ايشان اگر تو را به تنگ آورده‌اند خدا را نمىتوانند به تنگ آورند ، لذا مىبينى كه خداوند آنان را به جرم اينكه در زمين استكبار مىنمايند و خودشان را از خدا بزرگتر مىشمارند و با او مكر مىكنند از نعمت ايمان و هدايت محروم داشته براى هميشه هلاكشان ساخت ، و بدين وسيله مكرشان را به خودشان برگردانيد و ايشان را از توفيق ايمان و هدايت محروم ساخت . آرى ، نظام عالم تشريع هم مانند نظامى است كه در عالم تكوين برقرار است ، و هم چنان كه در سراسر عالم تكوين قانون و سنت و عليت و معلوليت برقرار است و با آنكه مشيت پروردگار مطلق است همواره در ايجاد موجودات و احداث حوادث بر وفق نظام علت و معلول تعلق مىگيرد و آن حادثه اى را احداث مىكند كه علتى اقتضاى حدوث آن را داشته باشد يعنى شرايط حدوثش موجود و موانع آن مفقود بوده باشد . همچنين در عالم تشريع كسى را هدايت