تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
رَبُّه فَتابَ عَلَيْه وَهَدى » و نيز فرموده : « يَجْتَبِي إِلَيْه مَنْ يَشاءُ وَيَهْدِي إِلَيْه مَنْ يُنِيبُ » « 1 » . اين معنا گر چه از موارد استعمالش استفاده مىشود ، و ليكن معناى اصلى لغت نيست ، بلكه لازم آن معنا است ، و گر نه معناى اصلى اجتباء همان جمع آوردن است . از سياق آيات مورد بحث هم به دست مىآيد كه همان معناى اصلى لغت مورد عنايت است ، و خواسته است براى بيان هدايت به صراط مستقيمى كه بعدا ذكر مىكند زمينه چينى كرده باشد ، گويى فرموده است : ما سلسله جليل انبيا ( ع ) را كه در طول تاريخ بشريت متفرق بوده و هر يك در زمانى مىزيستند يك جا جمع نموديم و يك جا و به يك عنايت همه را به سوى صراط مستقيم هدايت كرديم .
آرى ، همانطورى كه گفتيم مقصود از سياق اين آيات بيان اتصال رشته هدايت يافتگان به هدايت فطرى الهى است ، و مناسب چنين بيانى اين است كه اين سلسله يك جا تصور شده هدايتشان يك هدايت و صراط مستقيمشان يك صراط گرفته شود ، تا آنكه اختلاف در زمان و در احوال و همچنين اختلاف در پويندگان اين راه و اختلاف در هدف و مقصد باعث اختلاف در هدايت و صراط نشود . هم چنان كه همين طور هم هست ، چون صراطى كه خداوند انبيا ( ع ) را بدان هدايت فرموده گر چه به حسب ظاهر شرايع و احكام آن از جهت توسعه و ضيق با هم اختلاف دارند ، و ليكن در حقيقت راه يكى و شرايع هم يكى است ، و اين اختلاف در حقيقت اختلاف نيست بلكه اجمال و تفصيل است . امتى كه استعداد تحمل تفاصيل احكام را نداشته شريعتش سطحى و اجمالى و امتى كه چنين استعدادى را داشته شريعتش وسيع و تفصيلى است ، و گر نه تمامى اديان و شرايع در يك حقيقت كه همان توحيد فطرى باشد اتفاق داشته و همه بشر را به عبوديتى كه در خور وسع و طاقت بشرى است دعوت مىكرده‌اند ، چون خصوصيات خلقت خاص بشرى ذاتى او و در تمامى افراد گذشته و آينده او يك جور است و طورى نيست كه مرور ايام و يا تحولات ديگرى آن خصوصيات را تغيير داده در نتيجه شعور و اراده او را شعورى ديگر و اراده اى غير اراده بشر اولى كند . وقتى اراده و شعور قابل تغيير است كه مبادى اراده كه همان حواس ظاهرى و احساسات و عواطف درونى است قابل تغيير باشد ، و وقتى اين حواس قابل تغيير است كه مبدأ آن كه همان عقل فطرى است قابل تغيير باشد ، و معلوم است كه عقل فطرى بشر ، فطرى و غير قابل تغيير است ، و اين منافات ندارد با اينكه آراء و مقاصد طبقات اوليه بشر با آراء و مقاصد طبقات آخرى آن از جهت اختلاف در
هامش
( 1 ) مفردات راغب ص 87 - 98