طور كلى انوار را تعظيم مىكنند . از جمله آثار باستانى صابئين يكى گنبدى است كه بالاى محراب مقصوره جامع دمشق ساختهاند ، چون اين محل نمازگاه صابئين بوده . يونانىها و رومىها نيز بر اين كيش بودهاند . مسجد مذكور در اثر تحولات تاريخى از دست صابئين درآمد و به دست يهود و پس از يهود به دست نصارا افتاد و آن را كليساى خود قرار دادند ، تا آنكه اسلام ظهور نمود و مسلمين بر دمشق مسلط شده و اين بناى تاريخى را مسجد خود كردند .
و به طورى كه ابو معشر بلخى در كتاب خود نوشته : صابئين هيكلهايى به اسماء آفتاب داشتهاند ، مانند هيكل « بعلبك » كه براى صنم شمس و « قران » كه براى صنم قمر ساخته شده بود و شكل طيلسان را داشته « 1 » . در نزديكىهاى دمشق دهى است به نام « سلمسين » كه معلوم مىشود اسم قديمى اين محل « صنم سين » يعنى بت ماه بوده ، و نيز دهى ديگر است بنام « ترع عوز » يعنى دروازه زهره .
و به طورى كه مورخين مىنويسند حتى بتهاى خانه كعبه هم از آن صابئين بوده ، و مردم مكه در آن روزها در شمار صابئين و ستاره پرست بودهاند ، و بت « لات » به اسم « زحل » و بت « عزى » به اسم « زهره » بوده « 2 » .
مسعودى مىنويسد كه : مذهب صابئيت در حقيقت تكاملى از بتپرستى بوده ، چون ريشه اين دو كيش يكى است ، و چه بسا كه بسيارى از بتپرستان نيز مجسمه خورشيد ، ماه و ساير ستارگان را مىپرستيدند ، و با پرستش آنها به إله هاى هر يك از آنها و به واسطه آن إله ها به إله آلهه تقرب مىجستند « 3 » .
و نيز مىگويد : بسيارى از اهل هند و چين و طوائفى ديگر بودند كه خداى عز و جل را جسم مىپنداشته ، و معتقد بودند ملائكه اجسامى هستند به اندازه هاى معين ، و خدا و ملائكه در پشت آسمان پنهانند . اين عقايد آنها را بر آن داشت كه تمثالها و بتهايى به خيال خود به شكل خداى عز و جل و يا به شكل ملائكه با قامتها و شكلهاى مختلف و يا به شكل انسان يا غير اينها تراشيده آنها را بپرستند ، و به پيشگاهشان قربانيانى تقديم بدارند ، و نذوراتى برايشان نذر كنند ، زيرا به عقيده اينان اين آلهه همانند خداى متعال و به او نزديك بودند .
هامش
( 1 ) اين قسمت از گفتار بيرونى با توضيح بعضى مشكلات و نكات در ج 1 ص 258 همين ترجمه گذشت .
( 2 ) آثار الباقيه ابو ريحان بيرونى
( 3 ) مروج الذهب ج 2 ص 225