تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
انتشار داد - چنان كه در سطور گذشته يادآور شديم . يوذاسف مردم را به زهد و ترك دنيا و اشتغال به معنويات و توجه به عوالم بالا كه مبدأ و منتهاى نفوس بشر است دعوت مىنمود ، و با القاء شبهاتى كه داشت مردم را به پرستش بتها و سجده در برابر آنها وا مىداشت و با حيله و نيرنگهايى كه مخصوص به خودش بود اين مسلك خرافى را صورت مسلكى صحيح و عقلايى داد . تاريخ دانان خبره و باستانشناسان نوشته‌اند : « جم » اولين كسى بود كه آتش را بزرگ شمرد و مردم را به بزرگداشت آن دعوت نمود ، او آتش را از اين جهت تعظيم مىكرده كه به نور آفتاب و ماه شباهت داشته و او بطور كلى نور را بهتر از ظلمت مىدانسته و براى آن مراتبى قايل بوده . بعد از وى پيروان او با هم اختلاف نموده هر طائفه اى به سليقه خود چيزى را واجب التعظيم مىدانست و آن را براى نزديكى به خدا تعظيم مىكرد . مسعودى سپس خانه هاى مقدسى را كه در دنيا هر كدام مرجع طائفه مخصوصى است برشمرده و در اين باره هفت خانه را اسم مىبرد : 1 - خانه كعبه يا خانه زحل 2 - خانه اى در اصفهان بالاى كوه مارس 3 - خانه مندوسان در بلاد هند 4 - خانه نوبهار بنام ماه در شهر بلخ 5 - خانه غمدان در شهر صنعاى يمن به نام زهره 6 - خانه كاوسان بنام خورشيد در شهر فرغانه 7 - خانه نخستين علت ، در بلندترين بلاد چين . آن گاه مىگويد : خانه هاى مقدس ديگرى در بلاد يونان و روم قديم و صقلاب بوده كه برخى از آنها به اسماى كواكب ناميده مىشدند ، مانند خانه زهره در تونس . صابئىها - كه آنان را به خاطر اينكه حرانيها همه صابئى بوده‌اند حرانيون نيز گفته‌اند - علاوه بر خانه هاى مذكور هيكلهايى نيز داشته‌اند كه هر كدام را به نام يكى از جواهر عقلى و ستارگان مىناميدند ، از آن جمله است : 1 - هيكل نخستين علت 2 - هيكل عقل 3 - هيكل سلسله 4 - هيكل صورت 5 - هيكل نفس ، كه اين چند هيكل بر خلاف ساير هياكل كه هر كدام شكل مخصوصى داشته‌اند ، همه مدور شكل ساخته شده بودند . 6 - هيكل زحل ، شش ضلعى 7 - هيكل مشترى ، سه ضلعى 8 - هيكل مريخ ، چهار ضلعى مستطيل 9 - هيكل شمس ، مربع 10 - هيكل عطارد ، مثلث 11 - هيكل زهره ، مثلث در جوف مربع مستطيل 12 - هيكل قمر ، هشت ضلعى . البته صابئىها غير از آنچه كه ما در اينجا به نگارش درآورديم ، عقايد و اسرار و رموزى هم داشته‌اند كه از غير خود پنهان مىداشته‌اند . « 1 »
هامش
( 1 ) مروج الذهب ج 2 ص 225 - 236