تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
از فرضيه هايش را تاييد مىكند تا به همان معتقد شود ، و فرضيه هاى ديگرش را دور بياندازد . چنين كسى مادامى كه استدلالش تمام نشده و به نتيجه نرسيده ، تكليفش يكسره نشده است ، و نمىتوان چنين كسى را مسلمان و يا كافر ناميد ، زيرا او به اصطلاح از مقسم كفر و دين بيرون است ، چون هنوز به يك طرف قطع پيدا نكرده است . وقتى اين معنا روشن شد اينك مىگوييم : اينكه ابراهيم ( ع ) اشاره به ستاره كرد و گفت : « اين پروردگار من است » و همچنين پس از ديدن ماه و خورشيد گفت : * ( « هذا رَبِّي » ) * اين عقيده نهايى او نبوده تا - العياذ باللَّه - شرك ورزيده باشد ، بلكه صرف فرضى است كه بايد در اطرافش بحث شده و در ادله و مؤيداتش دقت و تامل شود . اين بود جواب از سؤال بالا . و اين جواب گر چه در جاى خود صحيح است و ليكن از آيات سوره مريم كه در مقام حكايت احتجاجات ابراهيم در برابر پدرش مىفرمايد : « يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا ، يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا ، يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطانِ وَلِيًّا ، قالَ أراغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يا إِبْراهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَه لأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا ، قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّه كانَ بِي حَفِيًّا » « 1 » چنين برمىآيد كه وى حقيقت امر را مىدانسته و ايمان داشته كه مدبر امورش و آن كسى كه به او احسان نموده و در اكرامش از حد گذرانيده ، همانا خداى سبحان است . بنا بر اين ، اينكه در برابر ستاره و ماه و خورشيد گفت : * ( « هذا رَبِّي » ) * در حقيقت از باب تسليم و به زبان خصم و دشمن حرف زدن است ، وى در ظاهر خود را يكى از آنان شمرده و عقايد خرافى آنان را صحيح فرض نموده و آن گاه با بيانى مستدل ، فساد آن را ثابت كرده است ، و اين نحو احتجاج بهترين راهى است كه مىتواند انصاف خصم را جلب كرده و از طغيان و تعصب او جلوگيرى نمايد و او را براى شنيدن حرف حق آماده سازد .
* ( « فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ » ) * « افول » به معنى غروب است ، ابراهيم ( ع ) اعتقاد به ربوبيت و خدايى كوكب را به غروب آن ابطال كرده و فرموده است : ستاره پس از غروب از بينندگان پنهان مىشود ، و چيزى كه پنهان است چطور مىتواند كار خود را كه به عقيده آنان تدبير عالم كون است ، ادامه دهد ؟ علاوه بر اينكه ارتباط بين « رب » و « مربوب » ارتباطى است حقيقى و واقعى
هامش
( 1 ) ترجمه اين آيات در چند صفحه قبل گذشت .