تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
مىخيزاند شما را در آن روز ، تا بگذرد آن موعدى كه معين فرموده ، سپس به سوى خدا است برگشت شما ، آن گاه ، آگاه مىسازد شما را به آنچه كه امروز مىكنيد ( 60 ) . و خدا قاهر است و در قهر و قدرت ما فوق بندگان مىباشد و مىفرستد بر شما نگاهبانانى تا ضبط كنند اعمال شما را در همه عمر ، تا آنكه بيايد يكى از شما را مرگ و بگيرد جان شما را فرشتگان ما و ايشان در انجام ماموريت خود ، هرگز كوتاهى نمىكنند ( 61 ) . بعد از آن برگردانيده مىشوند به سوى خدايى كه مستولى امور ايشان و راستگو و درست كردار است ، بدانيد كه از براى خدا است حكم در آن روز ، و خداوند سريعترين حساب كنندگان است ( 62 ) . بگو چه كسى مىرهاند شما را از تاريكىهاى صحرا و دريا ، مىخوانيد او را به زارى و پنهانى ، و مىگوئيد : اگر خدا برهاند ما را از اين شدايد ، البته از شكرگزاران خواهيم بود ( 63 ) . بگو اى محمد ! خدا نجاتتان مىدهد از ظلمات خشكى و دريا و از هر اندوه ديگرى و شما بعد از آن شرك مىورزيد ؟ ! ( 64 ) . بگو اى محمد ! خدا قادر است بر اينكه برانگيزد بر شما عذابى از بالاى سرتان و يا از زير پايتان و يا گروه گروه كند شما را و بچشاند به بعضى از شما آزار بعضى ديگر را . ببين چگونه مىگردانيم آيات خود را ، شايد ايشان بفهمند ( 65 ) . و قوم تو تكذيب كردند عذاب را و آن حق است ، بگو من بر شما وكيل نيستم ( 66 ) . و از براى هر وعده و وعيدى ، وقتى مقرر است ، و زود باشد كه شما بدانيد ( 67 ) . و هنگامى كه ديدى آن كسانى را كه از روى سخريه ، در آيات قرآن گفتگو كرده بر آن طعنه مىزنند ، پس اعراض كن از آنان تا آنكه به سخنى ديگر بپردازند ، و اگر شيطان اين معنا را از يادت برد و بعدا به يادت آمد ، فورا برخيز و با قوم ستمگر منشين ( 68 ) . و چيزى از حساب ايشان بر كسانى نيست كه پرهيزكارى مىكنند و ليكن برايشان است كه پند دهند آنان را شايد بپرهيزند ( 69 ) . و واگذار كسانى را كه دين خود را بازيچه گرفتند ، و زندگى دنيا مغرورشان كرده و پند ده آنان را به قرآن مبادا گرفتار شود نفسى به آنچه كسب مىكند در حالى كه نيست براى آن نفس به غير خدا دوستى و شفيعى و اگر فرضا بخواهد با دادن رشوه - هر چه هم زياد فرض شود - از آن بند ، رهايى يابد نمىتواند ، آنان هستند كه گرفتار شدند به آنچه كسب كرده‌اند و از براى ايشان است شرابى از آب جوشان و عذابى دردناك به خاطر كفرانى كه مىكردند و حقى كه كتمان مىنمودند ( 70 ) . بگو اى محمد ! آيا بپرستيم غير خدا چيزى را كه : نه نفع مىدهد و نه ضرر مىرساند ما را ؟ ، و آيا به كفر قبلى رجوع كنيم بعد از آنكه خداوند ما را هدايت فرمود ؟ اگر چنين كنيم آن وقت مثل كسى باشيم كه ديوهاى زمين او را برده باشند به بيابان دور و دراز و در آنجا حيران و سرگردان باشد ، و اصحابى كه براى او است او را به طرف راه دعوت كنند كه بيا راه نجات اينجا است ، بگو اى محمد ! به درستى كه راه خدا كه همان دين اسلام است راه حق است نه غير آن و ما مامور شده‌ايم كه گردن نهيم در برابر پروردگار عالميان ( 71 ) . ( و بگو ) كه به پاى داريد نماز را و از خدا بترسيد و او خدايى است كه به سويش محشور مىشويد ( 72 ) .