تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
همان كسانى كه بخل مىورزند ، و ديگران را نيز به بخل دعوت مىكنند ، و آنچه خدا از فضل خود به آنان روزى كرده كتمان مىكنند ، و ما براى كفرپيشگان عذابى تهيه كرده‌ايم كه در برابر تبخترشان خوارشان سازد ( 37 ) . همان كسانى كه اموال خود را به عنوان ريا انفاق مىكنند ، و به خدا و روز قيامت ايمان ندارند ، و معلوم است كسى كه قرينش شيطان باشد ، چه بد قرينى دارد ( 38 ) . چه مىشد و چه ضررى برايشان داشت اگر به خدا و روز جزا ايمان مىآوردند ؟ و از آنچه خدا روزيشان كرده انفاق مىنمودند ، با اينكه خدا به وضعشان دانا است ؟ ( 39 ) . و خدا به سنگينى يك ذره ظلم نمىكند ، و اگر عمل آنان حسنه باشد آن را مضاعف مىكند ، و از ناحيه خود اجرى عظيم مىدهد ( 40 ) . و حال كه ايمان نياوردند ، - چه حالى خواهند داشت ؟ در آن روزى كه از هر امتى گواهى بياوريم ، و تو را نيز به عنوان گواه بر اين امت حاضر سازيم ؟ ( 41 ) . در آن روز كسانى كه كفر ورزيدند و رسول را نافرمانى كردند آرزو مىكنند اى كاش با خاك يكسان شده بوديم ، و پيام خدا را كتمان نمىكرديم ( 42 ) . بيان آيات هفت آيه است كه در آن مسلمين را تشويق و تحريك بر احسان و انفاق در راه خدا نموده ، و در ازاى آن وعده جميل داده و ترك آن را كه يا به انگيزه بخل است ، و يا به انگيزه انفاق در راه خود نمايى است ، مذمت كرده است ، - آرى كسى هم كه به عنوان خود نمايى انفاق مىكند انفاق در راه خدا را ترك كرده است .
* ( « وَاعْبُدُوا اللَّه وَلا تُشْرِكُوا بِه شَيْئاً » ) * اين جمله دعوت به توحيد مىكند ، اما توحيد عملى و آن اين است كه شخص موحد اعمال نيك خود را كه از آن جمله احسان مورد بحث است صرفا به خاطر رضاى خداى تعالى انجام دهد ، و در برابر انجام آن ثواب آخرت را بخواهد ، نه اينكه هواى نفس را پيروى نموده ، آن را شريك خداى تعالى در پيروى خود بداند . دليل بر اين معنا كه منظور توحيد عملى مىباشد اين است كه دنبال جمله : * ( « وَاعْبُدُوا اللَّه » ) * فرموده : * ( « وَلا تُشْرِكُوا بِه شَيْئاً . . . » ) * ، و بعدا همين معنا را تعليل كرده : به اين كه * ( « إِنَّ اللَّه لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالًا فَخُوراً » ) * كه در روايات فرموده‌اند مختال فخور ، بخيل و كسى است كه مال خود را به عنوان رياكارى در انظار مردم انفاق مىكند ، اينها كسانى هستند كه به خداى