ضرر و نفع را مىرسانند اين است كلمه ( على ) معناى تسلط ، كلمه ( لام ) معناى ملكيت و استحقاق را مىرساند ، و لازمه اش اين است كه معانى مربوط به اين دو طرف به نفع يك طرف و به ضرر طرف ديگر باشد ، مانند حرب - قتال - نزاع - و امثال اينها و قهرا اين دو كلمه مىفهماند كه يكى از دو طرف حرب و قتال و . . . غالب شده و ديگرى مغلوب شده است ، و آن غالب شدن با معناى ملكيت منطبق است ، - چون غالب چيزى عايدش شده كه قبلا نداشته - ، و اين مغلوب شدن با معناى استعلا ، منطبق است ، - چون شخص مغلوب در تحت تسلط غالب قرار مىگيرد ، - و همچنين ساير موارد استعمال اين دو كلمه از قبيل تاثير بين مؤثر و متاثر ، و معناى عهد بين عهد دهنده و عهد داده شده ، و معناى وعده بين وعده دهنده و وعده داده شده و ساير معانى شبيه به اينها ، پس روشن شد كه علت دلالت دو كلمه - على و لام - بر ضرر و نفع به معناى مورد استعمال اين دو كلمه است ، نه معناى خود اين دو كلمه ، و به عبارتى ديگر دلالت كردن اين دو كلمه بر نفع و ضرر ذاتى اين دو كلمه نيست ، بلكه امرى است كه از ناحيه معناى مورد استعمال آن دو ، بر آن دو عارض مىشود .
و چون مؤثر واقع شدن توبه به خاطر وعده اى است كه خداى تعالى به بندگانش داده ، و بر حسب آن وعده بر ضرر خود و به نفع بندگانش وفاى به آن وعده را بر خود واجب ساخته ، - توجه بفرمائيد كه جمله بر ضرر خود صرفا به منظور معنا كردن كلمه ( على ) است نه اينكه براستى خدا از آمرزش گنه كاران توبه كار متضرر مىشود - ، در نتيجه بر خود واجب كرده كه توبه بندگانش را قبول كند ، اما نه بطورى كه غير او چيزى را بر او تكليف و واجب كرده باشد ، حال چه اينكه اين غير را عبارت بدانيم از عقل ، بر خدا واجب مىداند كه توبه توبه كاران را بپذيرد ، - و يا نفس الامر بدانيم ، و يا واقع ، و يا حق ، و يا چيز ديگر ، چون ساحت خداى عز و جل منزه و مقدستر از اين است كه محكوم حكم كسى ، يا چيزى واقع شود ، بلكه به اين معنا است كه خداى تعالى به بندگان خود وعده داده كه توبه توبه كاران را بپذيرد ، و او خلف وعده نمىكند ، پس معناى عهده دارى قبول توبه توبه كاران و يا بگو وجوب اين عمل بر خدا اين است ، و نيز همين معنا در هر واجب ديگرى كه مىگوييم بر خدا واجب است منظور است .
و از ظاهر آيه شريفه بر مىآيد كه اولا در مقام بيان مساله توبه كردن خدا است ، و اينكه هر جا توبه به خدا نسبت داده شود معنايش برگشت خدا به رحمت خود به سوى بنده است ، نه اينكه منظور از توبه خدا هم توبه بنده باشد ، گو اينكه لازمه توبه خدا ، توبه بنده نيز هست ، چون وقتى شرايط توبه خداى سبحان تمام باشد ، لازمه لا ينفك آن اين است كه شرايط توبه عبد نيز تمام شود ، و اين معنا ( يعنى ، اينكه آيه شريفه در مقام بيان توبه خداى سبحان
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 377
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٧٧