تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
امرش قطعى و معين است و نه مردد در اينجا نيز سهم و نصيبى كه فرض شده ادايش معين و قطعى است . در اين آيه شريفه حكمى كلى و سنتى جديد تشريع شده كه در اذهان مكلفين غير مانوس و ناآشنا است چرا كه مساله وراثت ، آن گونه كه در اسلام تشريع شده ، هيچ نظيرى نداشته است بلكه عادات و رسوم بر اين جارى بود كه عده اى از وراث ، محروم از ارث باشند و اين مرام آن قدر رايج بود كه گويى يك طبيعت ثانوى براى مردم به وجود آمده است ، بطورى كه اگر خلاف آن را مىشنيدند عواطفشان تحريك مىشد ، ( البته عواطف كاذبى كه در اين مورد داشتند ) . و به همين جهت خداى تعالى قبل از تشريع حكم وراثت ، براى اينكه عواطف كاذب آنان جريحه دار نشود و زمينه پذيرش قانون ارث اسلامى در آنان به وجود آيد نخست حب فى اللَّه و ايثار دينى را در بين مؤمنين تحكيم نموده و بين آنان عقد اخوت و برادرى برقرار كرد و سپس توارث بين دو برادر را تشريع نمود ، و سرانجام بدين وسيله رسمى را كه قبلا در ارث بردن وجود داشت نسخ كرد و مؤمنين را از تعصب ريشه دار و قديمى نسبت به آن رسوم و عادات نجات داد . آن گاه ، بعد از آنكه استخوانبندى دين محكم شد و حكومت دين روى پاى خود ايستاد ، توارث بين ارحام را تشريع كرد ، اسلام قانون ارث را زمانى تشريع كرد كه عده اى كافى از مؤمنين آن تشريع را با بهترين وجه لبيك گفتند . و با اين مقدمه اى كه از نظرتان گذشت ، واضح شد كه آيه شريفه ، در مقام تصريح و بر طرف كردن هر گونه شبهه و توهم است و خواسته است با جمله : * ( « لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَالأَقْرَبُونَ » ) * يك قانون و قاعده كلى تاسيس كند و بنا بر اين حكم اين آيه مطلق بوده و به حالى از احوال يا به وصفى از اوصاف و . . . مقيد نيست ، هم چنان كه موضوع اين حكم نيز كه مردان باشند ، عام است و به هيچ خصوصيت متصلى ، تخصيص نخورده است ، در نتيجه مردان آينده يعنى پسران صغير هم مانند مردان فعلى نصيب مىبرند . بعد از تاسيس آن قاعده مىفرمايد : * ( « وَلِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَالأَقْرَبُونَ » ) * ، اين جمله نيز مانند جمله قبلى تاسيس قاعده است و نيز مانند آن عام است و شائبه هيچ تخصيصى در آن نيست ، در نتيجه شامل همه زنان مىشود ، بدون هيچ تخصيصى و يا تقييدى . نكته اى كه تذكرش لازم است ، اين است كه در جمله اول عبارت « * ( مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَالأَقْرَبُونَ ) * » را آورده بود و جا داشت در جمله دوم به آوردن ضمير اكتفاء نموده و بفرمايد : « و للنساء نصيب منه » ( براى مردان سهمى است از اموالى كه پدران و مادران و خويشاوندان