تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
و مضامين آياتش شهادت مىدهد بر اينكه اين سوره در مدينه و بعد از هجرت نازل شده و از ظاهر آنها بر مىآيد كه يك باره نازل نشده است ، هر چند كه غالب آيات آن بىارتباط به هم نيستند . و اما آيه مورد بحث با چند آيه بعدش كه متعرض حال يتيمان و زنان است فى نفسه به منزله زمينه چينى براى مسائل ارث و محارم است كه به زودى متعرض آن خواهد شد و اما عدد زوجات كه در آيه سوم از آن سخن رفته هر چند كه مساله زوجات از امهات مسائل سوره است اما آيه شريفه به عنوان طفيلى و استفاده از كلام ذكر شده ، كلامى كه گفتيم جنبه مقدمه و زمينه چينى دارد . * ( « يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ . . . » ) * در اين آيه مىخواهد مردم را به تقوا و پروا داشتن از پروردگار خويش دعوت كند ، مردمى كه در اصل انسانيت و در حقيقت بشريت با هم متحدند و در اين حقيقت بين زنشان و مردشان ، صغيرشان و كبيرشان ، عاجزشان و نيرومندشان ، فرقى نيست ، دعوت كند تا مردم در باره خويش به اين بىتفاوتى پى ببرند تا ديگر مرد به زن و كبير به صغير ظلم نكند ، و با ظلم خود مجتمعى را كه خداوند آنان را به داشتن آن اجتماع هدايت نموده آلوده نسازند ، اجتماعى كه به منظور تتميم سعادتشان و با احكام و قوانين نجات بخش تشكيل شده ، مجتمعى كه خداى عز و جل آنان را به تاسيس آن ملهم نمود ، تا راه زندگيشان را هموار و آسان كند همچنين هستى و بقاى فرد فرد و مجموعشان را حفظ فرمايد . از همين جا روشن مىشود كه چرا در آيه شريفه ، خطاب را متوجه ناس ( همه مردم ) كرد و نه به خصوص مؤمنين ، و نيز چرا فرمان « اتقوا » را مقيد به قيد « ربكم » كرد و نفرمود : « اتقوا اللَّه - از » خدا « پروا كنيد » ، بلكه فرمود : ( از « پروردگار » خود پروا كنيد ) ، چون صفتى كه از خدا به ياد بشر انداخت ( كه همه را از يك نفر خلق كرده ) صفتى است كه پر و بال آن تمامى افراد بشر را مىگيرد و اختصاصى به مؤمنين ندارد ، و اين صفت خود يكى از آثار ربوبيت او است چون منشاش « ربوبيت » خدا يعنى تدبير و تكميل است ، نه « الوهيت » او . و اما اين كه فرمود : « خدايى كه شما را از يك نفس آفريد » ، منظور از « نفس » به طورى كه از لغت بر مىآيد عين هر چيز است مثلا مىگويند : « جاءني فلان نفسه - فلانى خودش نزد من آمد » در اينجا منظور اين است كه عين او آمد . البته منشا اينكه دو كلمه « نفس » و « عين » متعين در معناى « چيزى كه بوسيله آن شىء شىء مىشود » باشد ، مختلف است . و نفس چيزى است كه انسان بواسطه آن انسان است و آن عبارت است از مجموع روح