تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 787

مساهمون:

ص٧٨٧
است كه اين حكم قراردادى است و ممكن است ساعتى ديگر اين اسب از شخص ديگرى شود . آن گاه صدرا مىگويد تعبير كردن از مقولهء ملك به مقولهء له كه بيان مالكيت يك شىء را مىكند معنايى است غير از معناى قبلى كه مقولهء ملك را مرادف با مقولهء جده مىدانستيم . ملك به معناى اخير يك اصطلاح جديد است و از سنخ مقولهء اضافه مىباشد نه از سنخ مقولهء جده .

ارجاع مقوله « له » به مقوله اضافه صحيح نيست

متن والحقّ أنّ الملك الحقيقيّ الذي . . . في مرحلة العاقل والمعقول . ترجمه حق آن است كه ملك حقيقى مانند « وجود قوا براى نفس » يك حيثيت وجودى است و عبارت است از قيام چيزى به چيز ديگر به گونه‌اى كه اختصاص به آن داشته باشد و هر گونه بخواهد بتواند در آن تصرف نمايد . از اين رو ملك به اين معنا مطلقاً در قلمرو مقولات نيست . همچنين ملك اعتبارى مانند مالكيت فرس براى زيد . اين نيز در حقيقت ، اعتبار مالكيت حقيقى است و اين هم در قلمرو اضافه نمىباشد و به خواست خداوند در مرحلهء عاقل « 1 » و معقول به اين بحث اشاره‌اى خواهيم داشت . شرح مؤلف حكيم قدس سره بر سخن صدرا اشكالى وارد مىكند و مىگويد ملك به معناى مقولهء « له » كه شما آن را دو قسم كرديد و هر دو قسم را در مقولهء اضافه داخل نموديد مطلقاً از سنخ مقوله نيست تا داخل در مقولهء اضافه باشد ؛ زيرا وقتى مىگوييم قوا از
هامش
( 1 ) . فصل دهم از مرحلهء يازدهم