شرح
از مطالب گذشته دو مطلب استفاده مىشود . يكى اين كه ميان خط مستقيم و خط منحنى تضاد وجود ندارد ؛ زيرا از جمله شروط تضاد تعاقب بر موضوع واحد و وجود بالاترين مرحلهء تخالف ميان آنهاست . و اين دو شرط در مورد خط مستقيم و مستدير صدق نمىكند ؛ زيرا گرچه اين دو خط بر سطح عارض مىشوند اما سطحى كه معروض خط مستقيم است ، چيزى غير از آن سطحى است كه معروض خط مستدير است . به عبارت ديگر با تبدل عارض يعنى استقامت و استداره ، معروض هم متبدل مىگردد . بنابراين ، اين دو بر يك موضوع ورود ندارند . مضافاً به اين كه ميان اين دو غاية الخلاف حاكم نيست ، گرچه تخالف نسبى حاكم است .
همچنين تضاد ميان دو سطح مانند سطح مستوى و محدَّب يا مقعّر وجود ندارد ؛ به همان بيانى كه گذشت . اين كه مىگوييم تعاقب بر موضوع واحد ندارند يعنى گرچه سطوح بر اجسام تعليمى عارض مىگردند ، اما هر سطحى بر جسم خاصى عارض مىگردد . و با تبديل يك سطح همان جسم هم متبدل مىگردد ، و ميان اجسام تعليمى هم تضادى نيست ، گرچه اجسام تعليمى هر كدام از تعيّن خاصى بر خوردارند ، اما غاية الخلاف ميان آنها حاكم نيست . زيرا ميان دو مرتبه از تعيّن مقدارى مراتب بالاتر و پايينتر وجود دارد يعنى دو سطح بر يك جسم تعاقب ندارند همانطور كه ميان سطحى با سطح ديگر غاية الخلاف حاكم نيست .
مطلب دوم اين كه تشكيك ميان خط مستقيم و مستدير به شدت و ضعف وجود ندارد ؛ زيرا تشكيك در جايى مطرح مىشود كه افراد مختلفى از يك نوع كه به شدت و ضعف و مانند آن از هم متمايز مىشوند وجود داشتهباشند ، مانند مراتب وجود يا مراتب نور . اما در بحث ما خط مستقيم و مستدير دو مرتبه از يك نوع نيستند ، بلكه دو نوع متخالف هستند كه هر كدام احكام ويژهء نوعى خود را دارند . چنين نيست ، كه خط مستدير همان خط مستقيم باشد ، به اضافهء چيزى بيشتر يا بالعكس ، بلكه خط مستقيم
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 684
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦٨٤