نداريم و ياآن را نمىشناسيم ، لازمهء فصل است . بنابراين ، نوعاً خط مستقيم با خط مستدير مغاير است . همانطور كه نوعاً سطح مستوى با سطح غير مستوى مانند سطحهاى برآمده يا فرو رفته و يا سطح با غير سطح مانند خط و نقطه و يا اجسام تعليمى « 1 » با اجسام تعليمى ديگر مغاير هستند .
فى المثل كتابى بيست سانتى متر طول دارد و كتاب ديگرى سىسانتىمتر و همچنين در جهت عرض و عمق و حجم متفاوت هستند ، معلوم مىگردد تعين مقدارى اين دو جسم با هم متفاوت و در نتيجه اين دو جسم تعليمى با هم متغاير مىباشند .
تفريع دو نكته
متن
ويتفرع على ما تقدّم : أولًا : أن لا تضادّ . . . المستقيم لا يتضمّن المستدير وبالعكس .
ترجمه
از آنچه گذشت ( دو نكته ) تفريع مىگردد . اولًا اينكه تضادى بين مستقيم و مستدير نيست ؛ زيرا تعاقب بر موضوع واحد ندارند و غاية الخلاف بين آنها حكفرما نيست . همچنان است ميان خط و سطح و بين سطح و جسم تعليمى ، و ميان خود سطحها و ميان خود اجسام تعليمى .
وثانياً اشتداد و تضعف ميان مستقيم و مستدير وجود ندارد ؛ زيرا در تشكيك لازم است كه شديد مشتمل بر ضعيف و چيزى اضافه باشد . و قبلًا روشن شد كه مستقيم ، متضمن مستدير و بالعكس نيست .
هامش
( 1 ) . همانطور كه مكرر گفته شد جسم تعليمى تعيّن مقدارى جسم طبيعى است و با تغيير در ابعاد و امتداد و انبساط جسم طبيعى ، جسم تعليمى و تعيّن مقدارى عوض مىگردد و تعيّن مقدارى جديدى به وجود مىآيد .
فى المثل پارچهاى كه ده متر طول دارد تعيّن مقدارى خاصى دارد كه با تقسيم مساوى آن تعين مقدارى جديدى از دو تا پنج مترى به وجود مىآيد . اين جسم تعليمى با جسم تعليمى قبلى نوعاً متغاير است