عبارت شيخ الرئيس در شفاء چنين است . « و قد قيل ان الزاوية مقدار ينتهى عند نقطة » مقصود آن است كه بعضى فقط تلاقى دو خط در يك نقطه را زاويه مىدانند . اما تلاقى دو سطح هم چون دو سطح از يك كتاب نيمهباز را زاويه نمىدانند سپس مىگويد « ان المقدار الجسمانى اذا تحدد بسطحين يلتقيان عند خط . . . فبالحرى ان تكون هذه زاوية مجسمة » « 1 » يعنى تلاقى دو سطح نيز كه در يك خط تلاقى مىكنند از نظر ما زاويه مىباشد . كسى كه در مقابل شيخ الرّئيس تلاقى دو سطح را زاويه نمىداند به طور كلى زاويهء مجسمه را قبول ندارد .
راستى و خميدگى دو نوع مخالف از مقولهء كيف هستند
متن
وأمّا القسم الثاني : فالاستقامة . . . خواصّهما لم يخل عنه تعقلهما .
ترجمه
اما قسم دوم . استقامت و مقابلش استداره در خط از مقولهء كيف محسوب مىشوند نه مقولهء كم و بين اين دو ( استقامت و استداره ) تخالف نوعى بر قرار است . « 2 »
اما اينكه اين دو از مقولهء كيف هستند بدان جهت است كه ما مفهوم استقامت و استداره را كه مفاهيمى بديهى هستند تعقل مىكنيم و در آن خبرى از معناى قبول انقسام نمىيابيم ؛ گرچه وجود اين دو به جهت عروض بر كم انقسام مىپذيرد . و اگر قبول انقسام جزئى از حد اين دو يا بارزترين خواص اين دو بود تعقل اين دو خالى از آن نبود .
شرح
اينجا دو مطلب مورد گفتوگو واقع مىشود . يكى اينكه مفهوم راستى و
هامش
( 1 ) . در فصل دوم از مقالهء ششم از فن دوم از منطق شفاء
( 2 ) . اسفار ، ج 4 ، ص 168 - 169