الفصل الحادي عشرفي الكيف وانقسامه الأوّليّ
تعريف كيف
متن
عرَّفوه ب « أنّه عَرَضٌ لا يقبل القسمةَ . . . ما تعرضه قسمةٌ أو نسبةٌ بالعرض .
ترجمه
در تعريف كيف گفتهاند كه عرضى است كه ذاتاً قبول قسمت و نسبت نمىكند . « 1 » پس با قيد « عَرَض » خارج مىگردد واجب بالذات و جوهر . و با قيد « عدم قبول قسمت » كمّ خارج مىشود . و با قيد عدم قبول نسبت ، مقولات هفتگانهء نسبى خارج مىگردند .
و با قيد « لذاته » آنچه كه قسمت و نسبت به طور عرضى بر آن وارد مىشود ، داخل مىگردد .
شرح
در تعريف كيف سه قيد مورد عنايت است . اول اين كه كيف عرض است . پس جوهر و آنچه فوق جوهر هست مانند واجب الوجود از تعريف بيرون مىروند .
پاورقی
( 1 ) . مشهور آن است كه كيفيت هيئتى قارّ است كه تصور آن موجب تصور چيزى بيرون از او و حامل او نمىگردد ومقتضى قسمت و نسبت نيست . به تعليقهء صدرالمتألهين ، بر شفاء ، ص 121 مراجعه شود