بين اين دو عالم باشد وجود دارد يانه ؟ حكماى مشاء منكر وجود چنين عالمى هستند اما جمع ديگرى از حكما ازجمله صدرالمتألهين وجود چنين عالمى را قبول دارند .
آنها كه عالم مثال را قبول دارند و آن را با ادله به اثبات مىرسانند مىگويند عالم مثال كه برزخ ميان عالم ماده و عالم عقل است آثار و عوارض ماده مانند طول ، عرض ، عُمق ، حجم ، بُعد و رنگ را دارد اما خود ماده را ندارد .
عبارت مؤلف كه مىگويد « عند مَن يثبت عالَماً مقدارياً » اشاره به وجود عالم مثال نزد كسانى است كه آن را مىپذيرند و آن را با ادله به اثبات مىرسانند . توضيح بيشتر را در مرحلهء يازدهم فصل سوم خواهيم خواند .
قابل ذكر است كه عالم مثال غير از عالم رب النوع كه همان مُثُل افلاطونى است و اشراقىها از آن به عقول عَرْضى تعبير مىكنند مىباشد .
در ميان مراتب اعداد ، تضاد حاكم نمىشود
متن
الثاني : أنّ العدد لا تضادّ فيه . . . عليه ولا يتصوّر هناك غايةُ الخلاف .
ترجمه
در عدد ، تضاد وجود ندارد ، چون از جمله شرايط تضاد وجود غايت خلاف بين متضادين است . در حالى كه بين دو عدد ، غايت خلاف وجود ندارد ؛ زيرا در هر دو مرتبهء فرضى عدد ، عدد بيشتر با اضافه شدن واحدى بر آن فاصلهء آن نسبت به اقل ، بيشتر مىشود . ( پس ميان آن دو غايت خلاف وجود ندارد ) .
و اما استدلال بر عدم تضاد به اين كه مرتبهء عددِ بالاتر متقوّم به عددِ پايينتر است ، و ضد به ضد متقوّم « 1 » نتوان بود ، صحيح نيست ؛ زيرا مرتبهء عدد اگر از مراتب مادون خود تركيب يافته باشد ، تمام
هامش
( 1 ) . اشكالى است كه حكيم سبزوارى در حاشيهء شرح منظومه ، ص 138 آورده است