است ولى عاد قوس از سنخ درجه است يعنى براى سنجش مقدار خط مستقيم از واحد متر استمداد مىكنند و براى سنجش خط منحنى از درجه بهره مىگيرند .
همانطور كه سطح مستوى با سطح برآمده يا فرورفته يا خط مستقيم با خطوطى كه انحناى قوسهاى آن متفاوت است ، عاد مشترك ندارند .
اما اگر جسم يا سطح يا خطى داشتيم كه از ماهيت مختلف به وجود آمدهبود مثلًا بخشى از جسم به صورت نيم كره و بخش ديگر آن به صورت مكعب يا شكل ديگرى بود ما اين جسم را يك نوع نمىدانيم ، بلكه مركب از چند نوع مىدانيم .
همين طور اگر يك خطى داشتيم كه بخشى از آن مستقيم و بخش ديگر آن با قوسهاى مختلف به وجود آمده بود ما اين خط را يك نوع خط نمىدانيم ، بلكه مركب از انواع مختلف خط مىدانيم . و هكذا در مورد سطح . اگر بخشى از آن به صورت سطح محدّب و بخش ديگر آن به صورت سطح مقعّر بود ما آن سطح را از نوع واحد نمىدانيم لذا عادّ مشترك ميان آنها نيست .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 637
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦٣٧