جوهرى و عرضى است ، نوعاً مختلف هستند . اما خود زمان به دليل آن كه عاد مشترك دارد از نوعيت واحدى برخودار است .
فى المثل يك ساعت از شصت دقيقه تشكيل يافتهاست . پس هر دقيقه نسبت به يك ساعت ، عادّ آن محسوب مىشود كه با كسر مكرر آن ، عدد شصت به صفر مىرسد . و اين عاد ، ميان همه اجزاى زمان است مانند ثانيه كه ميان آنها مشترك است . معلوم مىشود كه زمان يك نوع واحد است كه عاد مشترك دارد .
* قوله : « لما ان بين افراده عاداً مشتركاً » ؛ تعليل براى وحدت نوعى زمان است . به اين معنا كه چون ثانيه و دقيقه و ساعت كه عادّ زمان محسوب مىشوند بين تمام زمانها مشترك هستند معلوم مىشود كه زمان نوع واحد است كه داراى عادّ مشترك است .
* قوله لاختصاصها بخواص العددية ؛ از جمله خواص عدد « مربعيت » و « مكعبيت » و « صمم » مىباشد مربعيت عبارت است از اين كه عدد حاصل ضرب جزئى از خودش در خودش باشد مانند عدد چهار كه مربع عدد دو مىباشد . از ضرب دو كه جزئى از عدد چهار هست در خودش عدد چهار به دست مىآيد .
مكعبيت عبارت است از حاصل ضرب جزئى از عدد در خودش دو مرتبه مانند عدد هشت كه مكعب عدد دومى باشد از ضرب عدد دو در خودش دو مرتبه عدد هشت پديد مىآيد كه آن را مكعب عدد دو مىنامند .
صمم عددى را گويند كه عاد آن فقط عدد واحد باشد مانند عدد هفت كه شمارندهاى جز عدد يك ندارد با كسر مكرر عدد يك از هفت ، آن عدد به صفر مىرسد عادّ ديگرى ندارد كه كسر مكررش آن را به صفر برساند .
اوليت براى عدد دو از جمله احكام و خواص عدد مىباشد زيرا عدد از شمارهء دو شروع مىشود و يك ، مبدء اعداد هست و خود عدد نيست پس اولين عدد ، عدد دو ، و
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 632
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦٣٢