تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
اى مردم : شما معالم و راهنمائى داريد به آنها توجه كامل داشته باشيد . مقصد و هدفى داريد بسوى آن حركت كنيد . آگاه باشيد مؤمن هميشه از دو جهت در خوف و اضطراب است از جهت گذشته خود و عمرى كه صرف نموده نميداند خداوند نسبت بگذشته و كارهائى كه انجام داده چه كرده و چگونه نظر خواهد داد - آيا از گناهانش ميگذرد و اطاعات و خدماتش را ميپذيرد يا نه و از جهت آينده خود و تتمه عمرى كه باقيمانده كه چه سرنوشتى در انتظار او است - آيا توفيق و لطف الهى يا سلب توفيق بنا بر اين شخص مؤمن بايد از وجود خود و سرمايه و ثروت و فرصت دنيوى خود براى آخرتش بهره‌بردارى نمايد و در جوانى خود پيش از فرا رسيدن ايام پيرى و ناتوانى . در حال حيات و فرصت زندگى قبل از فرا رسيدن مرگ فعاليت و كوشش بليغ نمايد به آن خدائى كه جان محمد صلّى اللَّه عليه و آله در قبضه قدرت او است پس از مرگ و سپرى شدن زندگى دنيا فرصت استرضاء و به دست آوردن رضايت و خشنودى حق فراهم نيست پس از اين جهان منزل و خانه‌اى جز بهشت و دوزخ نيست . تبيين و توضيح - ان لكم معالم - در قاموس گفته معلم الشّيء يعنى موارد احتمال و راه بردن به چيز و در صحاح گفته معلم يعنى اثر و نشانه كه بوسيله آن راه و جاده روشن مىشود - تابلو راهنما - و مقصود در اينجا يا آيات قرآنى است مخصوصا آياتى كه مربوط به امامت و مقام رهبرى ائمه اطهار عليه السّلام و وجوب متابعت و پيروى از آنان - و يا هر چه كه بوسيله آن احكام و اصول و فروع دين بدست آيد ( قرآن و سنت ) ، بلكه شامل دلائل و براهين قطعى عقلى نيز مىشود و ممكن است تمام آيات آفاقى و انفسى را نيز شامل شود ( كه اين آيات آفاقى ) تمام موجودات آسمانى و زمينى و كيفيت و چگونگى آفرينش آنها كه بهترين دليل خداشناسى است و آيات انفسى يعنى مطالعه در درون و حالات روحى خود انسان ) نيز راهنماى خدائى است ) و يا مقصود از معالم پيشوايان دين و ائمه اطهار عليه السّلام باشد كه آنان راهنماى حلال و حرام هستند كه در اخبارش گذشت و نهايت بكسر نون يعنى غايت و آخرين نقطه‌اى كه به او منتهى ميگردد و مقصود از آن بقرينه كه اين لفظ مفرد آمده و در هر زمانى هم يك امام بيشتر نيست مىشود گفت امام هر زمانى و يا منظور نهايت و سير كمال هر شخص بحسب استعدادش و قابليتش در مراحل و مراتب قرب و كمال . و گفته شده مقصود قرارگاه انسان و منزلگاه بهشتى است . و يا منظور مرگ و اجل موعود كه اين احتمال بعيد است . بين اجل قد مضى . مقصود از اجل يعنى عمر گذشته . از اين جمله استفاده مىشود ( چنانچه گفته شد ) كه خوف نسبت بگذشته هم اطلاق مىشود ولى اين حرف صحيح نيست و هيچ گاه انسان از چيزى كه گذشته و تمام شده ترس ندارد ، بلكه مورد