تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
اصل حالت خوف را دارند . و اما خشيت حالت و دگرگونى نفسانى و درونى است كه از احساس عظمت پروردگار و هيبت و شكوه حق و ترس از محروميت و محجوب شدن از مقام قرب الهى بدست مىآيد نه احتمال عذاب و كيفر . و اين چنين حالتى منحصر است به آن بندگان پاكى كه اطلاع و آگاهى كامل بر عظمت و جلال و كبريائى او داشته و لذت قرب به حق را درك نموده باشند و لذا خداوند متعال ميفرمايد .
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
پس خشيت - خوف و ترس مخصوصى است گر چه گاهى هم به اين لفظ خوف ( انتهى )
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً
. تقوى داراى مراتبى است اول تقواى اعتقادى يعنى دورى از شرك و بت‌پرستى و آنچه كه موجب خلود و ماندن هميشگى در آتش دوزخ مىشود دوم تقواى عملى يعنى در اعمال و كردار از كارهائى كه گناه و معصيت خوددارى نمودن و بطور كلى از هر چه كه عذاب و كيفر دارد پرهيز كردن سوم تقواى قلبى يعنى دل را از اشتغال و توجه به غير خدا بازداشتن و آنچه غير حق است از دل راندن و ارتباط و علاقه قلب را فقط با خدا قرار دادن و پايه و اساس تمام اين اقسام و مراتب خوف از عقوبت و بعد و دورى از حق است . و منظور از تقوى در اين آيه شايد يكى از دو قسم اخير باشد . يعنى هر كه از جهت خوف و ترس از حق ( پس مسأله شرك و بت‌پرستى منتفى است ) تقوى و پرهيزگارى را شيوه خود سازد خداوند براى او راه رهائى از مشكلات دنيا و آخرت را قرار ميدهد چنانچه از ابن عباس روايت شده و يا راه نجات از ضيق معاش و دست تنگى قرار ميدهد همچنان كه جمله بعدى اشاره به اين مىكند كه فرمود
وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ
از راههائى كه تصورش را نميكند روزى او را مىرساند . گفته شده بنا بر مبناى اول كه اساس تقوى بر پايه خوف از عقاب باشد علت و سر مطلب اين است كه ريشه گرفتارى و ناراحتىهاى دنيوى و اخروى حرص و علاقه شديد به دنيا داشتن است آن كس كه تمام فكر و توجهش به دنيا و مزاياى آن باشد هيچ وقت آرامش و آسايش ندارد و اگر جنايت و گناهى پيش بيايد اباء و امتناعى ندارد و در نتيجه توجه نداشتن به حق و غفلت از خدا بر او مستولى مىشود و روشن است اين گونه حالات موجب رنج و ناراحتى دنيا و آخرت و چون شخص متقى و پرهيزگار از غفلت و گناه و غرق شدن در دنيا منزه و بر كنار است قطعا با آرامش و آسايش هر دو جهان و رهائى از شدائد دنيوى و اخروى هم آغوش خواهد بود و بنا بر مبناى دوم كه اساس تقوى بر پايه خوف از بعد و ترس دورى از مقام قرب الهى باشد سر مطلب اين است كه فيض و كرم و جود و بخشش حق وسيع و عمومى است و هيچ گونه امساك و بخلى در ذات مقدس او راه ندارد و يگانه مانع عدم قابليت فيض و دورى از حق اوست از جهت گناه و معصيت استعداد و آماده‌گى را از