است . بايد دست بردارم . خود را كنار كشيد و ديگر كارى نكرد و بسوى خانه حركت كرد و جز توبه و بازگشت به حق هيچ فكرى نداشت . در بين راه با صومعهنشين و راهبى كه رهگذر بود مصادف شد و با هم ادامه راه دادند از اثر گرمى و حرارت خورشيد ناراحت شدند .
عابد به آن جوان گفت دعا كن خداوند ابرى بفرستد كه تا در سايه آن از تابش حرارت آفتاب آسوده شويم . جوان گفت من در پيشگاه خداوند عمل نيكى ندارم تا جرات درخواست چيزى را از خدا داشته باشم . عابد گفت پس من دعا ميكنم تو آمين بگو گفت مانعى ندارد .
عابد مشغول بدعا شد و جوان آمين ميگفت طولى نكشيد كه در اسرع وقت ابرى نمايان شد و آن دو را در سايه خود قرار داد اين دو نفر مدتى در سايه ابر راه پيمودند تا بر سر دو راهى رسيدند كه يكى از آنها مسير جوان و ديگرى مسير عابد بود و هر يك بسوى راه خود حركت كردند با كمال تعجب عابد مشاهده كرد كه ابر همراه جوان و بالاى سر او ميرود عابد خود را بجوان رسانيد و گفت : تو از من بهتر و با ارزشترى دعاى تو مستجاب شد نه دعاى من . حتما قضيهاى هست داستانت را براى من بگو . جوان قصه خود را با آن زن شرح داد . عابد گفت اين عنايت الهى نتيجه خوف و ترس تو است چون از خداى خود احساس خوف نموده و خود را از گناه بازداشتهاى خداوند گناهان گذشته تو را بخشيده است تو اكنون مراقب و مواظب آيندهات باش .
و اين حديث شريف دلالت بر اين دارد كه ترك گناه كبيره در صورتى كه انسان قدرت انجام و ارتكاب آن را داشته باشد فقط از لحاظ ترس و خوف الهى از او دست بردارد باعث بخشودگى همه گناهان گذشته مىشود حتى اگر حق الناس باشد چون اين جوان شغلش راهزنى و غارت اموال مردم بود گر چه احتمال دارد كه اين بخشش و آمرزش گناه از جهت خوف و ترسى است كه همراه توبه و مراجعه بمردم براى پرداخت اموال و جبران حقوق آنان بوده است همان طورى كه از ذيل حديث استفاده مىشود
( ليس له همّة الّا التّوبة و المراجعة )
. 7 - كافى از محمد بن يحيى . . . از حمزة بن حمران كه گفت شنيدم از حضرت صادق عليه السّلام فرمود : از خطبههاى پيامبر كه ضبط شده اين است كه فرمود :
ايّها النّاس ان لكم معالم فانتهوا الى معالمكم و انّ لكم نهاية فانتهوا الى نهايتكم الا انّ المؤمن بين مخافتين بين اجل قد مضى لا يدرى ما اللَّه صانع فيه و بين اجل قد بقى لا يدرى ما اللَّه قاض فيه .
فليأخذ العبد المؤمن من نفسه لنفسه و من دنياه لآخرته . و في الشبيبة قبل الكبر . و في الحياة قبل الممات . فو اللَّه الّذى نفس محمّد بيده ما بعد الدّنيا من مستعتب . و ما بعدها من دار الّا الجنّة و النّار
.
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى) — صفحة 370
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٧٠