به خودت واگذار خواهم كرد .
بيان در قاموس گفته
تفرّغ
يعنى از هر رقم شغل و فكرى خالى و آزاد شده و معناى حديث اين مىشود كه خود را از افكار دنيوى و تمايلات و تعلقات آن فارغ و آزاد نما و لام
لعبادتى
براى علت و يا ظرفيت است
املأ قلبك غنى
يعنى احساس بىنيازى از مردم مينمائى و على بتشديد ياء جمله حاليه است و على بتخفيف ياء هم خوانده شده كه بحسب معنا عطف بر املاء باشد چون معناى املاء در واقع چنين است كه در مقابل قلبت را از احساس بىنيازى آكنده نمايم . البته اولى كه با تشديد روشنتر و بهتر است
و ان لا تفرّغ
ان شرطيّه و لا نافيه و اكلك بجزم خوانده مىشود .
9 - . . . كافى ابو جميله گويد حضرت صادق عليه السّلام فرمود : خداوند متعال ميفرمايد :
يا عبادى الصّدّيقين تنعّموا بعبادتى في الدّنيا فانّكم تتنعّمون بها في الآخرة .
اى بندگان راستين و با صدق و اخلاص من . با عبادت و پرستش من نعمت و لذت خود را در دنيا استيفاء نموده و بهرهمند شويد كه در آن جهان هم با همين عبادات خود بهرهمند و از نعمتهاى آخرت برخوردار خواهيد شد .
توضيح ظاهرا باء
بعبادتى
براى صله است يعنى نعمت و لذتى كه در حال عبادت حاصل مىشود چون صدّيقين و مقرّبين درگاه الهى از عبادت خود لذت مىبرند و روح خود را تغذيه و تقويت مينمايند و اين بزرگترين لذتهاى روحى است براى آنان و گفته شده كه باء سببيّه است چون عبادت سبب توسعه رزق است همان گونه كه خداوند فرموده :
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً
هر كه تقوى و پرهيزگارى داشته باشد خداوند راه گشايش و خروج از مضيقه براى او فراهم ميفرمايد ولى اين معنا بعيد است .
فانّكم تتنعّمون بها
يعنى در آن جهان از خود عبادت و پرستش حق لذت ميبريد كه عبادت حق در آن جهان هم از تمام لذات جسمانى گواراتر است چون اولياء و مقربين از لحاظ لذت روحى و انس به حق خدا را عبادت مينمايند نه از جهت تكليف و انجام وظيفه همچنان كه ملائكه غذا و خوراكشان تسبيح حق و شراب و آشاميدنى آنان تقديس و تنزيه او است و يا معناى اين جمله اين است كه شما بسبب عبادت دنيوى و يا به قدر آن و به اندازه آن و يا در مقابل و عوض عبادت خود در آن جهان متنعم و بهرهمند خواهيد بود ولى معناى اول روشنتر است .
10 - كافى . . . عمرو بن جميع از حضرت صادق عليه السّلام نقل نموده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود :
افضل النّاس من عشق العبادة . . .
با فضيلتترين مردم آن كسى است كه شيدا و دلباخته عبادت باشد و با آن هم آغوش و ملازم گردد و با دل و جان شيفته عبادت بوده و با فكر فارغ بدن و جسم خود را از انجام آن باز ندارد چنين شخصى نسبت به