رسولخدا ( صلى اللّه عليه ) به من گفت :
اى امّ سلمه ! وقتى اين تربت ، به صورت خون درآمد ، بدان ، كه فرزندم كشته شده است ! .
راوى ميگويد :
امّ سلمه ، آن تربت را در شيشهاى ريخته و همه روز ، به آن سرميزد ، و ميگفت :
اى خاك ! آن روز كه تو به صورت خون درآئى ، روز بزرگى است ! »
و حافظ ، ابو القاسم - ابن عساكر - دمشقى ، در « تاريخ الشّام » چنين آورده است :
« ابو على حدّاد ، و ديگران - بطور اجازه - نقل ميكنند ، كه ابو بكر بن ريذه ، گفت :
سليمان بن احمد - يعنى حافظ طبرانى - از عبد اللّه بن احمد بن حنبل ، با همان سند و الفاظ ، روايت را نقل كرد . با اين تفاوت كه در اين روايت ، بجاى عبارت : - - بوى اندوه و بلا ! - چنين آمده است : - واى ، از اندوه و بلا ! - »
و حافظ « كنجى » در كتاب « الكفاية » ، صفحه 279 ميگويد :
« حافظ ، يوسف بن خليل بن عبد اللّه دمشقى ( در حلب ) ، از ابو عبد اللّه ، محمد بن ابى زيد كرانى ، از فاطمة جوزدانيه - دختر عبد اللّه بن احمد - از ابو بكر ، محمد بن عبد اللّه بن زيده « 1 » ، از حافظ ، ابو القاسم ، سليمان بن احمد طبرانى ، از عبد اللّه بن احمد ابن حنبل ، با همان سند ( سند طبرانى ) و عبارت - ابن عساكر - نقل كرد . »
اسناد طبرانى ، مورد استناد بوده ، و رجال آن ، بشرح زير است :
1 - عبد اللّه بن امام احمد بن حنبل شيبانى ، ابو عبد الرحمن بغدادى كه در سال 290 ، وفات كرده است .
« خطيب » دربارهاش گفته :
« مردى ثقه ، ثابتقدم ، و خوشفهم بود . »
« نسائى » ، « دارقطنى » ، « ابو حاتم » و ديگران نيز ، او را توثيق كردهاند .
هامش
( 1 ) - در « تاريخ الشام » و « الكفاية » اينچنين آمده ، و لكن ، صحيح آن « ريذه » است .