تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
با اين بيان ، راجع بتربت ( كربلا ) چه تصور دارى ؟ تربتيكه آرامگاه شهيد راه خدا و بزرگ فرمانده لشكر حقّ است كه در پيشگاهش جانبازى كرد . تربتيكه آرامگاه حبيب خدا و فرزند حبيب او است . تربت آرامگاه كسيست كه دعوت و رهبريش بسوى خدا است . كسى كه نهضتش براى خدا است ، و جان و مال و اهلش را در راه او فدا كرد . كسى كه براى برافراشتن كلمهء حق ، نشر توحيد ، تحكيم معالم دين و تثبيت طريق حق ، خون دلش را به كف نهاد . كداميك از پادشاهان و امپراطورهاى دنيا از اول خلقت آدم ، تاكنون ، فرماندهى از جان گذشته ، پاك ، كريم ، باوفا ، صادق ، بزرگوار و شريف و بىنظير ، مانند حسين جانباز - كه سپهسالار شهيدان صفا و اخلاص كربلا است - داشته‌اند ؟ . چرا خداوند ، بچنين قائدى مباهات نكند ؟ چرا خون او را - در آن روز كه حسين ، با دست خود ، به طرف آسمان پاشيد - نگاه ندارد ، و از ريختنش به زمين ، جلوگيرى نكند ؟ « 1 »
هامش
( 1 ) - حافظ - خطيب بغدادى - باسناد خود ، و حافظ - ابن عساكر - در « تاريخ الشام » جلد 4 ، صفحه 338 باسناد خود از خطيب ، و حافظ - كنجى - نيز در « الكفاية » صفحه 284 ، از حسن مثنى ، از مسلم بن رياح - آزاد شدهء امير المؤمنين عليه السلام - مضمون آن را چنين روايت كرده‌اند : « روزيكه - حسين - شهيد شد ، من با او بودم . تيرى به صورتش آمد . به من فرمود : مسلم ! دست خود را زير خون بگير . من ، گرفتم . وقتى دستهايم پر شد ، فرمود : بريز بدستم . خونرا بدستهاى حضرت ، ريختم . آن جناب ، دو دست خود را به طرف آسمان ، بلند كرد و گفت : پروردگارا ! براى فرزند - دختر پيغمبرت - خونخواهى كن . » - مسلم - ميگويد : « از آن خون ، قطره‌اى به زمين نيفتاد . » جمعى از حفاظ ، حديث ديگرى نقل كرده‌اند كه : « وقتى كه تير ، به بالاى گلوى - حسين عليه السلام - آمد ، آنحضرت ، خونرا به آسمان پاشيد . »