با اين بيان ، راجع بتربت ( كربلا ) چه تصور دارى ؟
تربتيكه آرامگاه شهيد راه خدا و بزرگ فرمانده لشكر حقّ است كه در پيشگاهش جانبازى كرد .
تربتيكه آرامگاه حبيب خدا و فرزند حبيب او است .
تربت آرامگاه كسيست كه دعوت و رهبريش بسوى خدا است . كسى كه نهضتش براى خدا است ، و جان و مال و اهلش را در راه او فدا كرد . كسى كه براى برافراشتن كلمهء حق ، نشر توحيد ، تحكيم معالم دين و تثبيت طريق حق ، خون دلش را به كف نهاد .
كداميك از پادشاهان و امپراطورهاى دنيا از اول خلقت آدم ، تاكنون ، فرماندهى از جان گذشته ، پاك ، كريم ، باوفا ، صادق ، بزرگوار و شريف و بىنظير ، مانند حسين جانباز - كه سپهسالار شهيدان صفا و اخلاص كربلا است - داشتهاند ؟ .
چرا خداوند ، بچنين قائدى مباهات نكند ؟
چرا خون او را - در آن روز كه حسين ، با دست خود ، به طرف آسمان پاشيد - نگاه ندارد ، و از ريختنش به زمين ، جلوگيرى نكند ؟ « 1 »
هامش
( 1 ) - حافظ - خطيب بغدادى - باسناد خود ، و حافظ - ابن عساكر - در « تاريخ الشام » جلد 4 ، صفحه 338 باسناد خود از خطيب ، و حافظ - كنجى - نيز در « الكفاية » صفحه 284 ، از حسن مثنى ، از مسلم بن رياح - آزاد شدهء امير المؤمنين عليه السلام - مضمون آن را چنين روايت كردهاند :
« روزيكه - حسين - شهيد شد ، من با او بودم . تيرى به صورتش آمد .
به من فرمود :
مسلم ! دست خود را زير خون بگير .
من ، گرفتم . وقتى دستهايم پر شد ،
فرمود : بريز بدستم .
خونرا بدستهاى حضرت ، ريختم . آن جناب ، دو دست خود را به طرف آسمان ، بلند كرد و گفت :
پروردگارا ! براى فرزند - دختر پيغمبرت - خونخواهى كن . »
- مسلم - ميگويد :
« از آن خون ، قطرهاى به زمين نيفتاد . »
جمعى از حفاظ ، حديث ديگرى نقل كردهاند كه :
« وقتى كه تير ، به بالاى گلوى - حسين عليه السلام - آمد ، آنحضرت ، خونرا به آسمان پاشيد . »