و از عصر خود تا امروز ، در ميان اهل سنّت ، بر اثر كثرت عبادت و نماز ، به - سيد سجّاد - ناميده مىشود . عظمت ، فقاهت و ديانت مستقيم او ، زينتبخش صفحهء تاريخ گشته است .
و عمل اين فقيه دانا ، تابع سنّت پيامبر اكرم ( صلى اللّه عليه و آله ) بوده و هيچ بدعتى در آن متصور نيست « 1 » ]
اصولا ، در كداميك از اين دو اصل ، موضوعى بىپايه و ناراحتكننده موجود است ؟
و كداميك از آنها با نداى قرآن كريم ، سازگار نيست ؟ يا با سنّت خدا و سنّت رسولش مخالف است ؟ .
و كداميك از آن دو ، بىسابقه و ناشناخته است ، تا بدعت شمرده شود ؟
و كداميك از دايرهء حكم عقل و منطق و اعتبار ، بيرون است ؟ .
( و تازه ) ، سجده بر تربت كربلا ، - نزد شيعه - از واجبات نيست ، نه واجب شرعى و دينى ، نه واجبيكه مذهب ، الزام كرده باشد . بر خلاف آراء آنان كه شيعه و عقايدش را به خوبى نشناختهاند ، هيچيك از شيعيان تاكنون بين تربت كربلا و خاكهاى ديگر ، در رواديد سجده بر آن ، امتيازى قائل نشده است و اختيار تربت كربلا فقط بخاطر اعتبارى است كه عقل ، آن را نيكو ميداند و در نزد عقل و منطق و اعتبار ، شايستهتر است - چنان كه گذشت - .
بسيارى از بزرگان مذهب ، در سفرها - غير از تربت كربلا - چيزى كه بر آن ميتوان سجده كرد همراه خود براى سجدهء نماز برميدارند ؛ از قبيل حصير پاك و نظيف و سجّادهاى از بوريا كه بپاكيش اطمينان دارند .
با توّجه به اين دو اصل قويم و رعايت احتياط و احترام آن دو ، بعقيدهء ما ، بر اهالى دو حرم شريف - مكه و مدينه - و كسانى كه به اين دو ساحت قدس ، پناهنده
هامش
( 1 ) - عبارات داخل كروشه ، از اضافات مؤلف ، بر ترجمهء فارسى كتاب است .
در اصل عربى ، از آن ذكرى نشده است .