از دشمنى ، خواستند كه قبرش را پنهان كنند ، * و حال آنكه بوى خوش تربتش ، راهنماى مزارش گرديد « 1 » »
بنابراين ، هر يك از افراد بشر ، هر كس كه باشد ، و در هر زمان و مكان كه باشد ، - و با اختلافاتيكه در قيافه و نژاد بشر ، موجود است ، - از هر نژاد و بهر قيافه كه باشد ، خواه ناخواه ، اسير اين حكومت و گروگان اين الفاظ است :
روح من ، بدن من ، اهل من ، فرزند من ، خويشاوند من ، ارحام من ، عائله من ، تجارت من ، كيش من ، ملت من ، طائفهء من ، مبدأ من ، خانهء من ، ملك من ، حكومت من ، راهنمايان من ، سروران من ، و هزاران موضوعات ديگرى كه به خود ، نسبت ميدهد .
اين انتساب ، بطور كلّى طعمهايست در چنگال حكومتها ، دولتها ، جمعيتها ، دستهها ، طوايف ، ملتها ، قبايل ، احزاب ، گروههاى مختلف مذهبى ، پادشاهان ، قواى حاكمه ، و . . .
به مجرد اينكه - نسبت و اضافه - در چيز جزئى يا كلّى ، فردى يا اجتماعى ، تحقق پيدا كرد ، قهرا آثار و احكامى بر آن مترتب خواهد شد كه احدى را گريزى از آن نيست .
جز اينكه در مقابلش خضوع كند و سر فرود آورد و بمقتضاى آن ، قيام كند و مقيّد باشد .
و اين ، خود بحثى جدّى و سودمند است كه بسيارى از مشكلات اجتماعى را با آن ، ميتوان حل كرد . خواه مشكلات اصولى و اعتقادى ، خواه عقدههاى ناشى از كينه و محبت ، و مشكلات مذهبى ، مقررات شرعى ، فلسفهء عبادات ، مقدسات و شعائر اسلام ، و احترامات و كرامات و مقاماتيكه اعتبار شده است .
بعد از اين بيان كافى ، سرّ فضيلت تربت مقدس - كربلا - و مقدار انتساب آن بخدايتعالى ، و ميزان حرمت آن و حرمت صاحبش از نظر نزديكى بخداى علّى أعلى براى محقق آزاد و بيدار ، كاملا روشن ميگردد .
هامش
( 1 ) - بتاريخ « ابن عساكر » ، جلد 4 ، صفحه 342 . و - كفايهء - « حافظ كنجى » صفحه 293 مراجعه شود .