« ذهبى » در كتاب - تذكرة الحفّاظ - از او اسم برده ، و حديثى را باسناد او ذكر نموده و گفته است :
« اين ، حديثى است صحيح الاسناد ، و لكن در - صحاح ستّ - آن را نقل نكردهاند »
3 - خالد بن مخلد قطوانى « 1 » ، ابو الهيثم بجلى - آزاد شدهء بجليان - .
وى ، از اهل كوفه بوده و در سال 213 وفات كرده ، و از رجال - صحاح ستّ - است .
- عثمان بن ابى شيبة - گفته :
« راستگو و مورد اعتماد است . »
« ابن شاهين » و « ابن حبان » در زمرهء ثقاتش آوردهاند .
« عجلى » دربارهاش گفته :
« مورد اعتماد است ، و لكن كمى متمايل بتشيّع است . و احاديث بسيارى داشته »
- صالح جزره - دربارهاش گفته :
« در حديث ، مورد اطمينان بوده ، جز اينكه متّهم بغلوّ است . »
- ابن سعد - گفته :
« وى ، در تشيّع ، افراط ميورزيده . و اگر از او احاديثى در كتابها نوشتهاند ، از ناچارى بوده است . »
خوانندهء محترم ! خوب دقّت كن كه چگونه اين گروه ، گتره و بيحساب ، دربارهء اين مرد ، سخن گفتهاند . يكى ميگويد : « كمى متمايل بتشيّع است » . ديگرى ميگويد :
« متّهم بغلّو است » سوّمى ميگويد : « در تشيّع ، افراط ميورزيده » .
با چنين وضعى ، چگونه ميتوان بر اين گونه تعصّبات قومى و مسلكى ، ارزش و اعتبارى قائل شد . و ما تا آخر هم نفهميديم ، چه موضوع ضرورى ايجاب كرده است كه پيشوايان صحاح ، - پيشوايانيكه صحاح ستّ را تأليف كردهاند - احاديث اين مرد را بنويسند ! .
هامش
( 1 ) - « قطوان » ، محلى است در كوفه .