روايت او را صحيح دانسته ، و او در « بوشنگ » ، نزدش ، قرائت حديث كرده است .
5 - ابو المحاسن ، اسعد بن على بن موفق بن زياد بن محمد بن ابو القاسم شافعى هروى ، كه در سال 544 وفات كرده است .
حافظ - ابن عساكر - او را در كتاب « مشيخهء » خود نام برده ، و حديثش را صحيح دانسته است .
« ابن العماد » دربارهاش گفته :
« حنفى مذهب ، و بندهاى صالح بود . و او است كه از « دارمى » و « داوودى » - صحيح - را روايت مىكند . مدت 85 سال ، زيسته است . »
6 - ابو الحسن ، عبد الرحمن بن محمد بن مظفر داوودى بوشنگى شافعى ، كه در سال 467 وفات كرده است .
فقيهى است محدّث ، كه در عهد خود ، از حيث علم و فضل و جلالت ، و اعتبار سند ، بزرگ خراسان بود . براى تصنيف و تدريس و فتوى و موعظه ، بوشنگ را اختيار كرد ، و در آنجا منزل گزيد ، و از موجهين مشايخ خراسان شد .
« ياقوت » در كتاب - معجم البلدان - ، او را « امام » تعبير مىكند ، و در مدحش شعرى سروده ، و ابن جوزى نيز ، دربارهاش اين اشعار را متذكر شده است :
« كان فى الاجتماع للناس نورا * فمضى النور و ادلهم الظلام
فسد الناس و الزمان جميعا * فعلى الناس و الزمان السلام « 1 » »
« سبكى » از وى نام برده ، و عبارت زير را از - حافظ گرگانى - در مدحش آورده است .
« او ، بزرگ و يگانهء زمانش بود ، و در فقه و ادب و تفسير ، پيشواى مقدّم محسوب ميشد .
مردى زاهد ، پارسا ، خوشقيافه ، ( خوش برخورد ) ، و يادگار مشايخ خراسان
هامش
( 1 ) -در اجتماع ، براى مردم ، نورى بود * نور رفت و ظلمت ، همه جا را فرا گرفت .
مردم و زمانه ، همه ، خراب شدند * پس ، بايد بر زمانه و مردم ، فاتحه خواند .