9 سوگوارى در خانهء - امّ المؤمنين - زينب ، دختر جحش
حافظ - ابو يعلى موصلى - در مسند خود ، از عبد الرحمن بن صالح ، از عبد الرحيم بن سليمان ، از ليث بن ابى سليم ، از جرير بن حسن عبسى ، از يكى از بندههاى آزاد شدهء زينب ، يا از برخى از افراد خانوادهاش ، از خود زينب روايت كرده :
« روزيكه رسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) در خانهء من بود ، - حسين - نيز ، نزد من بود و تازه راه افتاده بود . از او غافل گشتم ، در نتيجه وارد اطاق آنحضرت شد .
رسولخدا فرمود :
رهايش كن .
من او را رها كردم ، ( ناگهان ) در آغوش حضرت ، بول كرد . حضرت ، آب خواست و در ضمن ، فرمود :
تطهير لباس از بول پسر بچه باينست كه آب ، روى آن بريزند و در دختربچه آن را بشويند و آب بكشند . پس ، مقدارى آب بريزيد .
آنگاه ، وضو گرفت و به نماز ايستاد . وقتى ( در نماز ) ميايستاد ، او را در آغوش ميگرفت و وقتى به ركوع ميرفت و يا مىنشست او را به زمين مينهاد .
آنگاه ، بعد از نماز ، نشست و گريه كرد ، و دست خود را دراز كرد . وقتى نمازش تمام شد ، عرض كردم :