تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤

8 سوگوارى ، در خانهء امّ سلمة - امّ المؤمنين -

حافظ - عبد بن حميد - در مسند خود ، از عبد الرزاق صنعانى ، از عبد اللّه بن سعيد بن ابى هند ، از پدرش ، از ام سلمة روايت كرده كه : « پيامبر ( صلى اللّه عليه و سلم ) ، در خانهء من خوابيده بود ، حسين ( رضى اللّه عنه ) - كه دوباله « 1 » راه ميرفت ، وارد شد . دم در ، نشستم و او را - از ترس اينكه مبادا داخل اطاق شود ، و آنحضرت را بيدار كند - گرفتم . لكن ( حواسم متوجه چيز ديگرى شد ) و از او غفلت كردم . آرام آرام با همان حالت ، داخل اطاق شد ، و روى شكم آن - حضرت نشست . » امّ سلمه ميگويد : « من ، صداى گريهء رسول الله ( صلى اللّه عليه و سلم ) را شنيدم ، آمدم و عرض كردم : يا رسول اللّه ! به خدا سوگند ! نفهميدم كى ( اين كودك ) داخل شد . فرمود : هم‌اكنون ، كه او روى دل من نشسته بود ، جبرئيل آمد و پرسيد : آيا اين كودك را ، دوست ميدارى ! ؟ گفتم : آرى .
هامش
( 1 ) - « دوباله » راه رفتن ، يعنى « چهار دست و پا » راه رفتن . ( مترجم )