تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
فرمود : اى جبرئيل ! فرزندم را چرا دوست نداشته باشم ! ( جبرئيل ) گفت : بعد از تو ، امّتت او را خواهند كشت ! آنگاه ، جبرئيل دست برد و تربتى سفيد رنگ آورد و گفت : اى محمد ! فرزندت در اين - زمين - كشته مىشود ، كه اسم آن ، - ( سرزمين ) طف - است . وقتى جبرئيل ، از نزد رسولخدا صلى اللّه عليه رفت ، حضرت ، در حالى كه خاك را در دست داشت گريه ميكرد و گفت : اى عايشه ! جبرئيل به من خبر آورد كه فرزندم - حسين - در سرزمين طف ، كشته مىشود ، و بعد از من ، امّتم ، دچار فتنه و امتحان ميگردند . آنگاه ، در حالى كه گريه ميكرد بسوى اصحابش بيرون شد . و در ميان اصحاب ، على و ابو بكر و عمر و حذيفه و عمّار و ابوذر رضى اللّه عنهم بودند ، پرسيدند : يا رسول اللّه ! چرا گريه ميكنى ؟ فرمود : جبرئيل ، به من خبر آورد كه فرزندم - حسين - بعد از من ، در سرزمين - طف - كشته مىشود و اين خاك را برايم آورد . و گفت : قبر حسين ، در اين خاك است . » اين روايت را - امام ابو الحسن ماوردى - در « اعلام النبوّة » صفحه 83 ، در باب دوازدهم ، باسناد بالا ، و عين همان عبارات ، نقل كرده است .

اسنادى ديگر

ابن سعد ، مؤلّف « الطبقات الكبرى » ، از محمد بن عمر ، از موسى بن محمد بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابو سلمه ، از عايشه روايت كرده كه : « پيامبر صلى اللّه عليه و سلم ، آبدارخانه‌اى داشت كه هر وقت ميخواست با جبرئيل ملاقات كند ، در آنجا ملاقات مينمود . نوبتى ، رسولخدا صلى اللّه عليه ، جبرئيل را در آن ملاقات كرد و بعايشه گفت :
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 110 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / همدانى