تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
كسى براى ديدن او بالا نيايد ( در اين بين ) - حسين بن على - وارد شد و عايشه نفهميد ، تا وقتى كه سر زده برسولخدا و جبرئيل درآمد . جبرئيل پرسيد : اين كيست ؟ حضرت فرمود : فرزند منست ! آنگاه ، او را بر دامن خود نشاند . جبرئيل عرض كرد : بدانكه اين كودك ، كشته خواهد شد ! حضرت پرسيد : چه كسى او را ميكشد ؟ عرض كرد : امّتت ! حضرت ، ( از تعجب ) پرسيد : امتم ! ؟ جواب داد : آرى ، و اگر بخواهى از آن زمينى كه در آن كشته مىشود ترا آگاه ميسازم . سپس ، جبرئيل ، بسرزمين طف - كه در عراق است - اشاره نمود و خاكى سرخ رنگ برگرفت و بوى نشان داد و گفت : اين ، از تربت قتلگاه او است ! » * * * اين روايت را حافظ - ابن عساكر - در « تاريخ الشّام » از ابو بكر ؛ محمد بن عبد الباقى ، از حسن بن على ، از محمد بن عباس ، از احمد بن معروف ، از حسين بن فهم ، از محمد بن سعد ، از محمد بن عمر ، به همان سند و عبارت ، نقل كرده است .

سندهاى ديگر

حافظ « دار قطنى » در جزء پنجم كتاب - علل الحديث - از جعفر بن محمد بن احمد واسطى ، از ابراهيم بن احمد بن عمر وكيعى ، از پدرش ، از ابو الحسين عكلى ، از شعبة بن عمارة بن غزيّهء انصارى ، از پدرش ، از محمد بن ابراهيم بن حارث تيمى ، از عايشه روايت مىكند :