« رسولخدا صلى اللّه عليه و سلم در موقعى كه با جبرئيل ، در خانه بود ( بعايشه ) گفت :
مواظب در خانه باش .
( عايشه ميگويد : ) من غفلت كردم و در نتيجه - حسين بن على - وارد شد . رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم او را در آغوش كشيد .
جبرئيل گفت : فرزند تو است ؟
فرمود : آرى !
عرض كرد : بدانكه امّتت او را خواهند كشت !
( راوى ميگويد ! ) چشمان پيامبر صلى اللّه عليه و سلم ، گريان شد .
جبرئيل گفت : آيا دوست دارى آن خاكى را كه در آن كشته مىشود به تو نشان دهم ؟ .
آنگاه ، از خاك - سرزمين طف - برگرفت ،
آن ، خاك سرخ رنگى بود ! »
* * * - دارقطنى - ميگويد :
« حسين بن اسماعيل ، از احمد بن محمد بن يحيى بن سعيد ، از زيد بن حباب ؛ ابو الحسين ، از سفيان بن عمارة انصارى ، از محمد بن ابراهيم بن حارث ، از عايشه نظير آن را روايت مىكند ، ( منتهى بعد از سفيان بن عمارة انصارى ) نگفته - از پدرش - »
( و نيز دارقطنى ) ميگويد :
« سعيد بن عمارة انصارى . و ( به ابن غزيه ) نسبت نداده و در آن ، عبارت - از پدرش - نيامده ، و همين نگفتن - از پدرش - صحيح است . »
اسناد اول دارقطنى
اسناد اول - دارقطنى - همهاش صحيح ، و راويانش همه موثقند . اينك شرح حال آنان :
1 - جعفر بن محمد بن احمد واسطى ، ابو محمد مؤدّب بغدادى . وى در سال