« اين روايت را ، على بن احمد بن عبدان ، از احمد بن عبيد صفّار ، از بشر بن موسي ، از عبد الصمد بن حسّان ، بسند بالا و عبارت زير ، براى ما حديث كرد :
فرشتهء باران ، از خداوند ، اجازه خواست تا حضور رسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) برسد . خداوند ، اجازهاش داد .
حضرت ، بامّ سلمة فرمود :
مراقب در خانه باش ، كسى بر من ، وارد نشود .
( راوى ) ميگويد : حسين بن على ، درآمد و پريد تا وارد اطاق شد ، و شروع كرد بپريدن بر دوش پيامبر ( صلى اللّه عليه و سلم ) .
فرشته ، گفت : آيا او را دوست ميدارى ؟
حضرت ، فرمود : آرى !
فرشته ، عرض كرد : همانا امّت تو ، او را ميكشند ! . و اگر بخواهى ، آنمكانى را كه در آن ، كشته مىشود ، به تو نشان مىدهم .
آنگاه ، ( با دست ) اشاره كرد ، و خاكى سرخ رنگ ، به او نشان داد . امّ سلمة آنخاك را گرفت و در گوشهء لباسش نهاد .
ما همواره مىشنيديم ، كه - حسين - در كربلا كشته مىشود ! . »
بيهقى ، ميگويد :
« اين روايت را ، شيبان بن فروخ نيز ، از عمارة بن زاذان ، نقل كرده است . »
و فقيه - ابن المغازلى - واسطى ، در كتاب « المناقب » ، از محمد بن محمد بن سليمان باغندى ، از شيبان بن فروخ ، از عمارة ، بسند بالا ، پارهاى از آن را نقل كرده است .
و حافظ - ابن عساكر - در « تاريخ الشام » آن را نقل كرده ، و ميگويد :
« ابو بكر ، محمد بن عبد الباقى ، از حسين بن على ، از ابو الحسين بن مظفر ، از محمد بن محمد بن سليمان ، از شيبان ، به همان سند ، و عبارتى كه ابو يعلى آورده ، برايم نقل كرد . چيزى كه هست ، در نقل وى دارد :
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٠٠