خود را نيز دارد كه جنبههاى عمدهء آن از اين قرارند ؛ ساختار فدرال به مناسبت قدرت زيادى كه به مركز داده شده قابل توجه است . مركز همچنين مسئوليت دفاع ، امور خارجه ، راههاى آهن ، بنادر و پول رسمى كشور را بر عهده دارد . از اين گذشته فهرستى از عناوين حقوقى موازى وجود دارد كه در آن موارد دولت مركزى مىتواند تصميمات دولتهاى عضو فدراسيون را لغو كند . براى رئيس جمهور اين حق محفوظ است كه ادارهء امور ايالتى را بر عهده گيرد . با همين قدرت هنگفت دولت مركزى بود كه نهرو توانست برنامهء عمرانى خويش را پياده كند . قانونگذارى مركزى در دست دو شورا است ، لوك سبهه « 1 » يا نمايندگان مردم و راجيه سبهه « 2 » كه نمايندهء دولتها است .
مسئوليت پارلمانى فراگير است ، اما دو نكته جالب را بايد در نظر داشت . يكى اختيارات رئيس جمهور كه با پشتيبانى نخست وزير و اكثريت مطلق پارلمانى به كار گرفته مىشود . اما بر فرض كه اكثريت حاصل نشد و هيئت وزرا متكى به گروههاى نامطمئن باشد ؟ آنگاه قدرت رئيس جمهور واقعيت مىيابد .
رئيس جمهور همان اندازه صاحب قدرت مىشود كه هيندنبورگ در جمهورى ويمار آلمان . جنبه ديگر نبودن سيستم حزبى واقعى بود كه بر ارزش نكته ذكر شده در بالاى مىافزود . به استثناى حزب كمونيست ، كه تعداد اعضاى آنان ناچيز است ، مخالفت با دولت تا امروز تنها در ميان اعضاى خود كنگره ابراز شده است . حق رأى همگانى است كه در هند به معناى 175 ميليون رأى يعنى بزرگترين گروه رأىدهندگان در جهان است . در قانون اساسى نوين تحول دادگسترى فدرال پيشبينى شده است كه استقلال آن باعث اعتبار و آبروى آن شده است . شرايطى نيز در قانون اساسى وجود دارد كه مخصوص قانون اساسى هند است . از جمله تعريف حقوق اساسى است ، مانند قانون اساسى آمريكا . قانون اساسى رنگ و طعم غربى دارد هر چند به
هامش
( 1 ) .Lok Sabha( 2 ) .Rajya Sabha