بنابراين در پايان سال 1948 وضع كنگره تثبيت شده بود . بحرانهاى تجزيه و پناهندگان پشت سر گذاشته شده و بيشتر اختلافات داخلى از ميان برداشته شده بود . پس از گذراندن اين دو مورد اضطرارى هنوز دو مشكل از دورهء انگليسها به ارث مانده بود كه مىبايست حل شود تا بتوان گامهاى اساسى رو به جلو برداشت ؛ مسئله يكپارچه كردن دولتهاى هند ، و تدوين قانون اساسى . مورد دولتهاى هند اولويت فورى داشت ، نخست بدان پرداخته شد . 362 دولت در هند وجود داشت از حيدرآباد با هفده ميليون نفر جمعيت گرفته تا دولتهايى كه فقط ده يا بيست كيلومتر مربع وسعت داشتند .
انگليسها از تمام حقوق ناشى از پيمانهاى گذشته دست برداشته و به همه توصيه كرده بودند به يكى از دو دولت نوبنياد بپيوندند . مدتى رفت و آمدهايى شد و كوشش به عمل آمد تا « نيروى سياسى سومى » بر محور نواب پوپال و معدودى از ديگر اميران تشكيل شود . اما به علت حسادتهاى معمول شاهزادگان اين تلاشها به جايى نرسيد . تا روز اعلام استقلال تمام آنان به يكى از دو دولت پاكستان يا هند پيوسته بودند به استثناى كشمير ، حيدرآباد و چوناگاده . اما جاى اينها در دولت نوين هند كجا بود ؟ سردار پاتل و نماينده او وى . پى . منون بر عهده گرفتند شاهزادگان را با ترغيب و هل دادن و فشار به دولت وصل كنند و يا آنكه هستهء واحد فدرالى در اتحاديهء هند شوند .
پاتل ميخ آهنين مشت دولت بود و منون دستكش مخملى كه آن را پنهان مىساخت . وسيله تشويقى كه به رخ شاهزادگان كشيده مىشد مزاياى فردى ، حقوق بازنشستگى ، معافيت از مالياتها بود . با اين تمهيدات در ظرف چند ماه تمام دولتها ، به استثناى سه دولت ياد شده در بالا ، به اتحاديهء فدرال ملحق شدند . پارهاى از آنها مانند بروده ، « 1 » كتيوار « 2 » و دولتهاى راجپوت را با هم جمع كردند و واحدهاى نوين فدرال سرواشترا و راجستان را تشكيل دادند .
هامش
( 1 ) .Baroda( 2 ) .Kathiowar