تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
مسئلهء دشوارى روبرو بود . چگونگى برخوردش با اين مسئله يكى از شاهكارهاى او بود . نهضت چپ نيرومندى در داخل كنگره پيدا شده بود كه بر اقدام مستقيم اصرار مىورزيد . كنگره بر سينه گروه‌هاى تروريستى و كمونيستى دست رد زده بود . اينان اندك و ناچيز بودند ، اما در داخل كنگره احساسات تند و مبارزه طلبانه اوج گرفته بود و سوباش بوزه اهل بنگال و جواهر لعل نهرو اهل مركز قدرت كنگره ، يعنى ايالت اوتارپرداش ، سخنگويان اين جناح تندرو بودند . انگار سرخوردگى از نتايج اندك نافرمانى مدنى ، رنجش از فشارهاى دولتيان و ترديد نسبت به نيّت‌هاى دولت كافى نبود كه تنش‌هاى ناشى از بحران اقتصادى جهانى نيز به آن افزوده شد . تندروى مقبول شد ، قانونمندى از ارزش افتاد ، بىصبرى و بىحوصلگى فضيلت قلمداد شد . اعضاى سابقه‌دار كنگره آشكارا از اين‌گونه گرايش‌ها ، بد مىگفتند . اما گاندى بيش از هر چيز از بروز اختلاف بر سر اين خطاها هراس داشت . نهضت ضد دولتى تندرو ، به مديريت اين رهبران ، به خشونت و اعمال فشار از سوى دولت ، واكنش در سراسر كشور ، تجزيه حزب و عقب افتادن تحولات سياسى ، به مدت دست كم يك نسل ، منجر مىشد . شيوهء رفتار او با اين رهبران جوان همانند رفتار ماهيگيرى مجرب با ماهىاى بود كه سرنخ دراز قلاب ماهيگيرى ، گير كرده باشد . روش او اين بود كه از يك سو موجبات ترقى اين جوانان را فراهم آورد و از سوى ديگر آنان را از آتش خشم و غضب اعضاى كهنسال كنگره ، حفظ كند . نهرو را به جانشينى خود انتخاب كرد . اگر بوزه را انتخاب نكرد بعضا به اين علت بود كه نهرو پيروان بيشترى در هند داشت و بعضاً به علت وضع موروثى او در كنگره بود ، اما علت اصلى اين بود كه مىدانست نهرو به شخص او علاقه و وابستگى دارد . بوزه به گاندى احترام مىگذاشت . از همه مهم‌تر آن‌كه ، گاندى به نهرو و اطمينان داشت ، و اين اطمينان تا 1947 دوام يافت . نهرو در سال 1936 به رياست كنگره انتخاب شد ، با آن كه سابقه نداشت دوبار اين سمت را احراز كرد . در