1930 تا تصويب قانون در سال 1935 . اقدام بزرگ و پيچيدهاى بود ، اما ميان اعلاميه 1917 و قانون 1919 تنها دو سال فاصله افتاده بود . قانون 1935 لااقل به مدت دو سال با مقاومت سرسختانه گروه محافظهكار يكدنده ، كه توسط چرچيل « 1 » و لرد لويد « 2 » رهبرى مىشد ، روبرو بود . اگر اين اختلاف زمانى پيش نيامده بود چه بسا بخش مربوط به فدراسيون قانون ، پيش از شروع جنگ دوم جهانى رسميت پيدا كرده بود و تحوّلات بعدى شبه قاره هند صورت ديگرى پيدا مىكرد . بنابراين مىتوان گفت يكى از معماران هند ساخته و پرداخته دست نهرو ، وينستون چرچيل بوده است . سهم گاندى در كنفرانسها ، كميتهها و گزارشهاى پياپى ، نخستين روزه او تا پاى مرگ عليه به رسميت شناختن جوامع مذهبى هند از سوى دولت انگليس در سال 1932 بود . اين روزه يكى از موفقترين و در ضمن كم سودترين كارهايى بود كه گاندى در طول عمر خود انجام داد . هدف او اين بود كه هريجانها [ افراد بيرون از كاست ] رسما جزو جماعت هندوان به حساب آورده شوند . وسيله رسيدن به اين هدف اختصاص كرسىهاى بيشترى در مجالس قانونگذارى بود . او با تهديد به مرگ [ خودكشى با روزه گرفتن ] اين امتياز را از امبدكار « 3 » رهبر نجسها به دست آورد ، و با اين كار از امكان ورود نيروى سومى - كه لااقل از پنجاه ميليون نفر خارج از كاستها به ميدان را تشكيل مىشد - جلوگيرى كرد .
در سال 1934 گاندى كه از زندان آزاده شده بود نهضت مقاومت مدنى را ، كه هم اكنون از تب و تاب افتاده بود ، خاتمه يافته اعلان كرد . خود را به انجام پارهاى نافرمانىهاى نمادين قانع كرد ، و با حوصله به تجديد تشكيلات كنگره - كه در توانايى آن شكى نبود - پرداخت . مانند اهرمى كه از قيد آزاد شده باشد دوباره در افكار عمومى مقبوليّت پيشين خود را به دست آورد . اما گاندى با
هامش
( 1 ) .W . Churchill( 2 ) .Lord Lioyd( 3 ) .Ambedkar