مىتوانند به تفاهم برسند . متاركهء گاندى - اروين صورت گرفت . كنگره پايان نافرمانى مدنى را اعلام داشت ، و رضايت داد در نشست بعدى كنفرانس شركت كند . دولت نيز تمام زندانيان سياسى را ، سواى آنان كه به جرم خشونت دستگير شده بودند ، آزاد كرد . پس از يك سال ، متاركه نافرجام ماند .
گاندى به عنوان تنها نمايندهء كنگره از يك سو نتوانست بر هيئت حاكمه انگليس تأثير گذارد و از سوى ديگر موفق نشد اختلافات جمعيتهاى مذهبى را ، كه از كرسىهاى انتخاباتى سهم مىخواستند ، بر طرف نمايد . در پايان سال نايب السلطنه نوين لرد ويلينگدون « 1 » كه با گاندى ميانهاى نداشت ، و از پشتيبانى دولت ملّى نوين محافظهكاران انگليس برخوردار بود ، در برابر كنگره جبهه گرفت . نتيجه اين شد كه در ظرف يك سال كنگره تحت تأثير جناح چپ ، كه روزبهروز بر توانائيش افزوده مىشد ، قرار گرفت .
روى هم رفته مردم خسته شده بودند و مبارزه ، پس از شش ماه ، از نفس افتاد .
در سال 1934 گاندى رسما پايان مبارزه را اعلام داشت . ظاهرا از متاركه سودى به دست نيامده بود اما در واقع وضع به شدت متغير شده بود .
گفتوگوهاى گاندى و اروين بر زمينهء نوينى از تفاهم دوجانبه انجام شده بود .
هر يك ديگرى را از صداقت خويش مطمئن ساخته بود . اروين توانسته بود گاندى را قانع كند كه دولت انگليس در اعطاى خودمختارى صادق است .
وحشت ، از اين كه اوضاع به همان ترتيب پيش از سال 1917 برگردد ، فروكش كرد . حال ديگر مناقشه مربوط به ميزان سرعت پيشروى به جلو بود .
طى سالهاى 1930 توجه سياسى دو جهت داشت . يكى تدوين قانون 1935 هندوستان بود كه دولت به كندى بدان مشغول بود و مىبايست مقدمات اجراى آن فراهم آيد . ديگرى مديريت گاندى بر اوضاع سياسى داخلى بود . جريان نخستين نزديك به پنج سال طول كشيد ، از ميزگرد سال
هامش
( 1 ) .Lord Willingdon