بىرحمىها و شرارتهاى بىپايان متهم مىكنند كه به هنديان تلقين كرده بودند كه در اين عصر نوين منحصر و مختص كشور هند است . پس از آنچه رخ داده بود آيا باز هم غرب مىتوانست ادعا كند كه صاحب تمدن است ؟ آيا به جز تسلط بر وسايل كشتار دستهجمعى ، غرب مزيت ديگرى داشت ؟ با ريختن ترس از انگلستان و از دست رفتن احترام و آبروى اروپا دو رويداد پيش آمد . نتيجهاش اين شد كه نظر هنديان نسبت به بقيه دنيا به كلى زير و رو شود . براى هند معناى انقلاب 1917 روسيه فروپاشى بزرگترين قدرت ارتجاعى دنيا بود . از آن پس تقاضاهاى روسيه در جهت همدردى با ملتهاى زير ستم و مقابله با ظلم امپرياليسم براى افكار عمومى به مراتب جالبتر و جذابتر از كمونيسم لنين و تروتسكى بود . همراه با سرنگونى تزاريسم انديشههاى پيش از جنگ هند دربارهء سياست دنيا نيز رهسپار زبالهدانى تاريخ شد . رويداد دوم ورود كشورهاى متحده در سال 1917 به جنگ و اهميت روزافزون امريكا از سال 1918 به بعد بود . اعلاميه چهارده مادهاى ويلسون رئيس جمهور وقت امريكا شامل حق استقلال ملتها بود .
هنديان متوجه شده بودند انگليسيان خواهى نخواهى مفاد اين اعلاميه را پذيرفتهاند . افزون بر اين هنديان شاهد بودند در همان هنگام كه آمريكاييان راجع به حقوق ملتها صحبت مىكردند گفتوگوى انگليسيان دربارهء گرفتن امتيازات و تضمينها بود . ديدگاه فكرى تمام هند به شدت تندرو شد .
احساس اين كه فجر صادق به زودى خواهد دميد گوشه و كنار شبه قاره را فراگرفت . آنچه پيش از سال 1914 اعطاى سخاوتمندانه امتياز دانسته مىشد حال نوعى توهين به حساب مىآمد . پرخاش « چه قدر كم » تيلاك جايگزين نفس بند آمدن كوخيل از « چه قدر زياد » شد . در اثر فشار جنگ در اروپا انقلابى فكرى نيز روى داد . اما اين انقلاب فكرى به دستگاه قرطاس باز ادارى حكومت انگليسيان هند سرايت نكرد . اعضاى جوانتر دستگاه ادارى هند را ، از روى نادانى ، همراه نيروهاى مسلح به بيرون هند فرستاده شده بود .
اينان چون بر سر پستهاى خود بازگشتند متوجه تغيير طرز برخورد هنديان
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٥١