مىشد . آشكارتر از همه مورد ژاپن بود . غربگرايى بىرودربايستى آن كشور موجب وجد و سرور ملىگراهاى دست راستى شده بود . اما مرهمى بر جراحت طرفداران تيلاك نمىگذاشت . شكست نظامى كه ژاپن به روسيه تزارى داد تمام احزاب و جمعيتها را برق زده كرد . براى نخستين بار در طول سدههاى متمادى يك دولت شرقى در برابر يك دولت مقتدر غربى قد علم كرده بود و پشت آن دولت را به خاك رسانده بود . سپس انقلابهاى ايران و تركيه و چين رخ داد ، اما اين انقلابها چندان موفقيتآميز نبود ، و تنها دريچهء اميدى را باز كرد . در سال 1914 هند نوين هنوز از پشت عينك انگلستان به دنيا مىنگريست . براى هند آن زمان دو قدرت جهانى وجود داشت ، بريتانيا و روسيه . ديگر كشورهاى نيرومند اروپايى و ممالك متحده آمريكا موجودات مبهمى بودند كه از لابلاى ابر و مه نيروى دريايى انگليس به سختى تشخيص داده مىشدند . ربطى به هند نداشتند . دربارهء آلمان ، كم يا بيش ، آن هم عمدتا به علت مقاصد و روابط بازرگانى ، آشنايى مختصرى وجود داشت .
جنگ جهانى اول اين طرز برخورد را برهم زد . سه ماه از شروع جنگ نگذشته بود كه نخستوزير وقت انگلستان اسكوئيت « 1 » گفت « از حالا به بعد بايد به هند از زاويه ديد نوينى نگاه شود » . اما با امروز و فردا كردن معمول هيئت وزرا اقدام مثبت در اين زمينه سه سال به تأخير افتاد . افكار عمومى هند به سرعت پى برد بريتانيا يكى از چند قدرت تقريبا هم سنگ اروپا بوده و حتى نيروى دريايى و تسلط او بر درياها نيز بىمعارض نيست . هيبت انگليس را از روى پايه سنگى ويكتوريايى كه مدتها بر آن تكيه زده بود پايين آوردند . بر حيثيت و اعتبار اروپا به طور كلى چنان لطمهء سنگينى وارد آمد كه هيچگاه ديگر جبران نشد . همه ديدند مربيان و اندرزگران اروپايى مشرق زمينىها نه تنها با تمام وجود سرگرم برادركشىاند ، بلكه يكديگر را دقيقا با همان نوع
هامش
( 1 ) .Asquith