تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
درآمده بود . حتى جنوبىترين سرزمين‌ها آماده اطاعت و انقياد شده بود و نيازى به اردوكشى نظامى بيشتر نبود . تنها يك ناحيه بود كه تصرف نشده بود و به مقاومت ادامه مىداد : ناحيهء كالينگا در كرانه‌هاى شرقى ( اوريساى امروزى ) . فتح اين ناحيه به دست « آشوكا » پسر بينداسورا صورت گرفت كه پيروزمندانه به آن‌جا لشكركشى كرد . تا نزديك صد سال پيش ، آشوكا تنها يكى از شاهان بىشمار خاندان مئوريان دانسته مىشد كه اسم او در فهرست شاهان اين خانواده در پوراناها هم آمده بود . اما در سال 1837 جيمز پرينسپ « 1 » سنگ‌نبشته‌اى را كه با نخستين خط شناخته شده هندى ، براهمى ، كتابت شده بود كشف راز كرد . در اين سنگ‌نبشته به شاهى موسوم به « ديواناما پياداسى » ( پياداسى محبوب ايزدان ) اشاره شده است . اين سلطان ناشناخته و اسرارانگيز كه پياداسى « 2 » نام داشت ، معمايى شد ؛ زيرا در هيچ‌يك از منابع از اين اسم ذكرى نشده بود . چند سال بعد هنگام مطالعهء سالنامه‌هاى بودايى سيلان با اسم شاهى بزرگ و نيك‌نفس و خيرخواه از خانوادهء مئوريان موسوم به پياداسى برخوردند . اندك اندك سرنخ‌ها را كنار هم گذاشتند تا بلكه معما گشوده شود و سرانجام با كشف سنگ‌نبشتهء ديگرى در سال 1915 معلوم شد كه كتيبه به امر شاه آشوكا پياداسى نوشته و نصب شده است . آشكار شد كه پياداسى اسم دوم آشوكا است . فرمان‌ها و كتيبه‌هاى آشوكا كه در نقاط مختلف هندوستان پيدا شده نه تنها شخصيت و هويت اين شاه را مشخص مىكند بلكه از رويدادهاى ايام سلطنت وى نيز خبر مىدهد . شايد مهم‌ترين اين رويدادها گرويدن او به مذهب بودا باشد . اين اتفاق پس از نبرد مشهور او در كالينگا « 3 » روى مىدهد . چون كالينگا هم بر راه‌هاى زمينى و هم راه‌هاى دريايى ، كه به جنوب
هامش
( 1 ) .James Princep( 2 ) .Piyadassi( 3 ) .Kalinga